کیرهای کوچک زنگ زده قسمت ۲۳۹ از ۲۵۴۲۳۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱ صفحه‌ی ۱۴۲ صفحه‌ی ۱۴۳ صفحه‌ی ۱۴۴ صفحه‌ی ۱۴۵ صفحه‌ی ۱۴۶ صفحه‌ی ۱۴۷ صفحه‌ی ۱۴۸ صفحه‌ی ۱۴۹ صفحه‌ی ۱۵۰ صفحه‌ی ۱۵۱ صفحه‌ی ۱۵۲ صفحه‌ی ۱۵۳ صفحه‌ی ۱۵۴ صفحه‌ی ۱۵۵ صفحه‌ی ۱۵۶ صفحه‌ی ۱۵۷ صفحه‌ی ۱۵۸ صفحه‌ی ۱۵۹ صفحه‌ی ۱۶۰ صفحه‌ی ۱۶۱ صفحه‌ی ۱۶۲ صفحه‌ی ۱۶۳ صفحه‌ی ۱۶۴ صفحه‌ی ۱۶۵ صفحه‌ی ۱۶۶ صفحه‌ی ۱۶۷ صفحه‌ی ۱۶۸ صفحه‌ی ۱۶۹ صفحه‌ی ۱۷۰ صفحه‌ی ۱۷۱ صفحه‌ی ۱۷۲ صفحه‌ی ۱۷۳ صفحه‌ی ۱۷۴ صفحه‌ی ۱۷۵ صفحه‌ی ۱۷۶ صفحه‌ی ۱۷۷ صفحه‌ی ۱۷۸ صفحه‌ی ۱۷۹ صفحه‌ی ۱۸۰ صفحه‌ی ۱۸۱ صفحه‌ی ۱۸۲ صفحه‌ی ۱۸۳ صفحه‌ی ۱۸۴ صفحه‌ی ۱۸۵ صفحه‌ی ۱۸۶ صفحه‌ی ۱۸۷ صفحه‌ی ۱۸۸ صفحه‌ی ۱۸۹ صفحه‌ی ۱۹۰ صفحه‌ی ۱۹۱ صفحه‌ی ۱۹۲ صفحه‌ی ۱۹۳ صفحه‌ی ۱۹۴ صفحه‌ی ۱۹۵ صفحه‌ی ۱۹۶ صفحه‌ی ۱۹۷ صفحه‌ی ۱۹۸ صفحه‌ی ۱۹۹ صفحه‌ی ۲۰۰ صفحه‌ی ۲۰۱ صفحه‌ی ۲۰۲ صفحه‌ی ۲۰۳ صفحه‌ی ۲۰۴ صفحه‌ی ۲۰۵ صفحه‌ی ۲۰۶ صفحه‌ی ۲۰۷ صفحه‌ی ۲۰۸ صفحه‌ی ۲۰۹ صفحه‌ی ۲۱۰ صفحه‌ی ۲۱۱ صفحه‌ی ۲۱۲ صفحه‌ی ۲۱۳ صفحه‌ی ۲۱۴ صفحه‌ی ۲۱۵ صفحه‌ی ۲۱۶ صفحه‌ی ۲۱۷ صفحه‌ی ۲۱۸ صفحه‌ی ۲۱۹ صفحه‌ی ۲۲۰ صفحه‌ی ۲۲۱ صفحه‌ی ۲۲۲ صفحه‌ی ۲۲۳ صفحه‌ی ۲۲۴ صفحه‌ی ۲۲۵ صفحه‌ی ۲۲۶ صفحه‌ی ۲۲۷ صفحه‌ی ۲۲۸ صفحه‌ی ۲۲۹ صفحه‌ی ۲۳۰
قسمت 239
شب طولانی ‌ای بود
فراموش
نشدنی بود
آااخ
....
.....
بعد از اینکه بردنش
هیچکدوممون جرات نکرد
دنبالش بره
گفت نمیکشنش
ولی بنظر میرسید
با اجلش روبرو شده
شماها
....
راجبه اتفاقاتی
که افتاد به هیچکس
چیزی نگین
فراموشش کنین
و به زندگیتون برسین
....
....
به هرحال
بابت همه چی ممنون
جدی میگم
....
و کات!
و اینطوری بود که
یاسمین هان به اون
شب کابوس‌وار پایان داد
توی تاکسی که
برامون گرفته بودن
تا برگشتن به خوابگاه
یه کلمه هم حرف نزدیم
و اینطوری شب
به پایان رسید
من تا حالا
توی هیچ مبارزه‌ای
شکست نخورده بودم
باهوشم و
دخترا برام
صف میکشن
کل زندگیم فکر
میکردم چقدر
فوق‌العاده هستم
ولی جلوی اونا
خشکم زد و نتونستم
هیچکاری کنم
واقعاً خجالت‌آوره
....
....
....
کاری از دستت برنمیومد
اونا واقعاً ترسناک بودن
ولی تو جلوشونُ
گرفتی
خیلی شرمنده‌ام
یه فکر خوب به سرم زد
و پیشنهاد دادم و سخنرانی
کردن ولی هیچ تأثیری نداشت
راستش تمام چیزایی
که گفت حقیقت داشت
من به جای تمام
قربانی‌های گرگ
تصمیم گرفتم
و از طرف همه
بخشیدمش
انگار حق داشتم
از طرف همه‌ی قربانیا
قضاوتش کنم و ببخشمش
ولی بازم تمام
کارای بدی که باهات
کرده بود رو فراموش
کردی و بخشیدیش
درسته!؟
خب...
شاید بشه گفت
وقتی فیلما حذف شدن
و ترس گرگ رو توی چشماش
دیدم ، قلبم آروم شد
همچین
حسی داشتم
....
اون جنده‌ی شیطان
هر حرفی زد برداشت
خودش بود
من...
فکر میکنم تو
یه آدم فوق‌العاده‌ای
تو هیچوقت
دنبال انتقام نبودی
خیلی فوق‌العاده ست
که میتونی ببخشی و به
جلو حرکت کنی
آینده‌ی درخشانی
در انتظارته
اون لحظه شوکه شدم
هیچوقت فکر نمی‌کردم
بیلی یون همچین حرفی
بهم بزنه
به من میگی
اشتباه کردم؟
از کی جرات میکنی
جلوی من حرف بزنی!؟
....
....
راستی راجبه بهار...
اونم عضو گروهی بود
که اذیتت کردن
حرومزاده
تو واقعاً
روانی هستی،نه؟
مگه میشه همچین
دختری رو به عنوان
دوست دخترت قبول کنی؟
احمق الاغ
....
پس واقعاً شبیه
عاشق و معشوقیم؟
ها؟
پس چی؟
خواهر و
برادرین؟
ها؟
راستش باید
یه چیزی بهت بگم
چی؟
چی!؟
تا حالا هیچکدومتون
حستونُ به همدیگه
اعتراف نکرده؟
خب...
ما فقط سکس
پارتنر بودیم و تا
الان این رابطه
ادامه داشته
عجیبه؟
پس فقط
سکس پارتنرین؟
کسشر بازی درنیار
و باهاش ازدواج کن!
عععع
هایی
بیخیال دانشگاه شو
برو باهاش ازدواج کن
و سه چهارتا بچه بیارین
و عشق کنین!
نوک زبونم
بود ولی...
همینجوری ادامه پیدا
کنه بیشتر خوش میگذره
دینگ
۱۰۰ هزار دلار واریز شد
بانک قرض‌الحسنه
پایان

قسمت 239 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 240

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کیرهای کوچک زنگ زده
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت