کیرهای کوچک
زنگ زده
خیلی وقت بود
تا نصفه شب
درس نخونده بودیم!
آره
بهتره قبل اینکه گشنم بشه
برم خونه و بخوابم
این کوچه...
اولین باری که
تو کوچه سکس کردیم!
چرا قلبم تند میزنه؟
نه، نباید به این
چیزا فکر کنم
الان وقت تمرکز
رو امتحاناته
بهار!
ها؟
یا خدا...
آروم حیوونا!
حرومزادهها
ببخشید!
خیل خطرناک بود؟
آره، خیلی!
اونُ نمیگم
اینُ میگم!
یهو منُ به سینهت فشار دادی...
نوک ممههام تحریک شدن
آه
ها؟
بیا بریم
اوه
دست تو دست قدم
میزنیم انگار...
رفتیم سر قرار!
همم!؟
این دیگه چیه؟
فقط انگشتشُ کشید
کف دستم و حشرم ژد بالا
بنظر نمیاد از
عمد اینکارو کرده باشه
ولی...
باید جبرانش کنم!
هممم!؟
ها
ها؟
از واکنشش معلومه
واقعاً از عمد اونکارو نکرده بود
ها؟
آه
اووه
آه!
آااه!
این دیگه چیه؟
چرا همچین شدم؟
همم
آااه
به هرحال...
آااه
این سکس نیست پس...
اووه
عمم
عاع
هااع
بسه!
هااا
هااا
آروم باش!
هاپ هاپ!
هاا!!
هاپ!
عوویی
من تا آخرامتحانات سکس نمیکنم!
آره
سکس بی سکس
ها؟
آااه
نه
اگه اینکارو کنیم...
نباید تا پایان امتحانات
از اینکارا کنیم بهار!
هممم!
نمیخواستم رابطه
جنسی داشته باشم♥
این چه وضعیه
بهار؟
آااه
این...
سکس نیست!
چی؟
سکس نیست!
هاااه؟
پس چیه!؟
ادامه دارد...