اگه شانس ازدواجمُ
خراب کنه
میخوای چیکار کنی؟
تو حتی از اعضای
خونوادهم نیستی...
یه آدم کاملاً غریبهای
کیرهای کوچک
زنگ زده
فقط یکم
کردم تو!
پس یه امیدی هست!
اوووخ!
تحمل کن!
انگشت من داره قطع میشه
پس ببین کیر دیوی چه فشاری
رو داره تحمل میکنه
اوه...
تحمل میکنم
خوبه
پس ادامه میدم
آااخ!
یاخدااااا!
هممم
تحمل کن!
تو میتونی!
دیوی تو شرایط
بدتریه!
حس میکنم
کله کیرم قطع شد
آااه
همم؟
عمممم
آایی!
بهار؟
قبول میکنم که
این دوتا واسه
همدیگه ساخته شدن!
ولی حس بدی دارم!
باید تحمل کنین
الان هم حسادت میکنم
هم میخوام کمک کنم
پس دست خودم نیست
آرومتر
آرومتر
آااه!
چرا اینجوری به
خودت میپیچی؟
درد داری یا داری حال میکنی؟
درست جواب بده
فقط با دونستن حقیقت
میتونم درستش کنم!
آاااه
باید بگم؟
بگو!
درد داری یا
حال میده؟
آاااه
آااه
اوووه
من...
دارم حال میکنم
عالی شد!
اینکه اینجوری
صورتش قرمز شده
اون همه سال حسادتمُ
از بین برد!
سنا داره بهارُ بازی میده!
حس بدی بهش دارم!
کاملاً حس بهارُ درک میکنم
خودم سالها قربانی بودم
ولی چرا بهار
قبولش میکنه؟
چرا؟
بخاطر من!؟
خیلی وقت بود
تو کیرم هیچ
حسی نداشتم...
ولی الان با
انگشتی که تو
کونمه...
و دیدن قیافهی
سکسی بهار که
از خجالت سرخ شده
یه چیزایی
حس میکنم!
ها؟
فکر کنم...
فکر کنم...
آبم داره میاد
ولی کاندوم نپوشیدم!
امروز روز امن بهاره؟
آااه
اوووه!
آبت داره
میاد؟
اومدی؟
بهار...
من...
ها!؟
چی؟
این چیز داغ...
ها؟
آبت اومد؟
ادامه دارد...