آنچه گذشت...
از همون اول؟
همون موقع که
از رودخونه گرفتمت
احتمالاً پشیمون
میشی
هرگز پشیمون...
نمیشم
بعد این چی میشه؟
فکر کنم اول باید بریم
تشکُ پهن کنیم...
بهشت
شیاطین
واو...
اینقدر زُل نزن...
تو هم لخت شو
واقعاً این باید
بره توم...!؟
میخوای باهاش
بازی کنی؟
اینُ ببین...
هر بار نازش میکنم
بهم تعظیم میکنه، خیلی باحاله
آره... هه هه
ناراحت شدی فقط
من بازی کردم
بیا تو هم
بازی کن
پس...
بینظیره!
حتی تو دستم جا نمیشه!
ممههای من
اسباببازیت نیستن!
ولی تو هم با
کیرم بازی کردی!
کیر...!؟
حالا که فکرشُ میکنم
من هیچوقت انجامش ندادم...
چی داری
میگی؟
روش نقطه و خون...
اینقدر با این روش ماساژم دادی
فکر کنم یه چیزایی یاد گرفتم
اصلن آسون نیست....
باید انرژی درونیت اونقدر زیاد
باشه تا بتونی قدرتتُ متمرکز کنی...
چطوره؟ حال نمیده؟
این چه
روشکسشریه!
این روش نقطه
و خون نیست...
نه، این روش کص
و کونه...
همینجا بخواب
چی شده!؟
سرم سبک شده و بدنم
داره میسوزه...
کصمم میخاره...
هنوز شروع نکردم...
تشکرُ بذار بعد از تموم شدن کارم
هنوز شروع نکردیم...
مگه دیگه باید
چیکار کنیم؟
خب قبل از شروع
باید قربون صدقهی
کیرم بری
قربون صدقه...
چی میگی؟
آره... اینجوری قدرت پیدا
میکنه یه ضرب تا ته بره
داری دستم میندازی؟
درسته از اینکارا بلد نیستم...
ولی میدونم کیرت
جزیی از بدنته
بخدا جدی میگم...
ما پسرا فکرمیکنیم این
رفیق کوچولومون خودش
یه مغز جدا داره
واسه همین هرچقدر زور بزنم
نمیتونم کنترلش کنم
پس... باشه...
قوی باش کیر خوشگلم
تو میتونی یه ضرب بری تو
واقعاً خر شد!؟
راست میگفتی!
انگار خوشحال شد...
دیگه تحمل ندارم...
میکنمش توت!
همم...
درد داری؟
میخوای آرومتر پیش بریم؟
اینکه چیزی نیست، نگران نباش
هر کاری دلت میخواد بکن
ولی آخه...
من خوبم...
خودم تشویقش کردم
یه ضرب بره توم
اگه اینجوریه
پس...
مهم نیست چقدر بخوریش
ازش شیر بیرون نمیاد...
کص یونهوا از چیزیکه
فکر میکردم تنگتره!
ولی این ممهها
یه چیز دیگهست
گفتم که شیر نداره!
کصش زیادی تنگه
الانه که آبم بیاد
باید بکشم بیرون!
هی! ولم کن!
حالا چه خاکی
تو سرم کنم
اگه بخوای اینجوری زل
بزنی دیگه بهت نمیدم
نگران نباش
امروز مشکلی نداره
پس یه چیزایی
میدونه، ها...!؟
پس یعنی هر چند بار
بخوام میتونم بریزم توش؟
ادامه دارد...