بهشت شیاطین قسمت ۴۱ از ۴۵۲۶ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶
41
نمیدونم بدون شیطان
بهشتی عزیزشون چقدر
میتونن دووم بیارن؟
فکر میکنی میتونی قبل
از مرگ همه‌شون، من و تمام
اجساد رو بکشی؟
یا شایدم فرار کنی؟
اینم خوبه، نیروهام
بیشتر میشه
انتخاب کن!
کی رو نجات میدی؟
عشقت و عزیزانت
یا افرادی که پشت سرتن؟
حرومزاده...!
بهشت
شیاطین
آه...
آه...!
سیما مانگ؟
کجا میرین، ها؟
این همون کریمسونه؟
من جلوشُ میگیرم
فرار کن!
عشقم! خیلی
نترسی!
از شجاعتت خوشم اومد
ولی فکر کردی میتونی جلوم‌ وایسی؟
هه هه
به هرحال میتونم
براش وقت بخرم!
لازم نیست
همچین کاری
کنی عشقم
من خودمُ
تسلیمش میکنم
اگه زندگی بقیه رو
تضمین کنی، هر چی
بگی گوش میدم!
مامان...؟
خیلی وقت بود
ندیده بودمت جادوگر
روح تندر!
شنیدم از شیطان بهشتی
خواستی ازت محافظت کنه و
لنگاتُ جلوی پسری که همسن
دخترته دادی هوا
انگار خیلی هم دوسش
داری، حسودیم شد بهش
گفتی عشقم
اگه جونشونُ ببخشی
من میام پیشت
معلومه!
قبوله!
پس بیا اینجا!
خیلی منتظرم گذاشتی دختر!
رو زانوهات بیا پیشم!
این اولین دستورمه!
انجامش میدی دیگه، آره؟
میدونستم
هنوزم جنده‌ای!
هیاااع
هیاااع
عشقم!
کسی که باید
عشقم صداش کنی منم
دست کثیفتُ
بکش!
عووآع
عییییاع
انرژی درونی خوبی
داری، انرژی یانگت عالیه!
عاع
عااع
خیلی باهات کار دارم
پس ساکت یه گوشه بشین
هااع
ببخشید عشقم
بخاطر من این بلا
سرت اومد
عااع
هیییااااع
هااااااا...
بخاطر اون محافظی
که دورشه نمیتونیم حتی
یه خراش روش بندازیم
باید با یه چیز
قوی‌تر بهش
ضربه بزنم!
هوو..
انرژی جینگ
یه نوع انرژی درونی
که همه باهاش متولد میشن
اگه انرژی درونی یه
انرژی طبیعی باشه که
نیازهای یه فرد رو برطرف میکنه
انرژی جینگ از
ریشه مادری نشات میگیره
با استفاده از
این انرژی...
میتونی یه نفرو
زنده زنده کباب کنی
قصد نداشتم بکشمت
ولی حالا که از انرژی
جینگت استفاده کردی
خودت خودتُ
به کشتن دادی
احترام گذاشتنم
بلدی پس! هه هه!
مادرجنده!
عاااع
عاااع
آاااه!
فکرشم نمیکردم روزی برسه
که یه حرکت از تو یاد بگیرم
دنیای بی رحمی که
هیچکس توان زندگی
درونشُ نداره
و آسمانی که روی
شونه‌هام سنگینی میکنه
من، یعنی شیطان بهشتی
کسی هستم که همه‌ی
این شرایط رو تغییر میده
تو رو با یه
ضربه میکشم و
میرم کمک بقیه
این همه‌ی
مشکلاتُ حل میکنه
دیوونه شدی؟
ممکن نیست!
مهم نیست
میشه یا نه...
اصلن
مهم نیست
انگار شیطان واقعی
یه جای دیگه‌ست
حرومزاده‌ی
کله‌شق...
دیگه نمیتونی
حرکت کنی
همینجا بخواب
و آروم بمیر
اینجوری شیطان بهشتی
دیگه وقت نمیکنه بیاد
سراغ من!
ها؟
مادرجنده...
دیگه میخوای چیکار کنی؟
تیم حمایتی!
جلوشُ بگیرین!
ارباب جوون با این
همه زخم بازم داره میجنگه
ما نمیتونیم یه گوشه
نظاره‌گر باشیم!
کیرخر!
هووو...
واقعاً سوپرایزم کردی
دوباره رو پا وایستادی!
حالا راستشُ بگو
میخوای با کتک خوردن
زمان بخری؟
این مرد میخواد به
من و زنام آسیب بزنه
برای شکست دشمنم!
برای زن، زندگی، آزادی!
ادامه دارد...
پایان

قسمت 41 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 42

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بهشت شیاطین
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت