قسمت 136
سلام
اومدم خودم رو تسلیم کنم
از خودت
شروع کن
آاه!
عاشقشم!
هااا...هاااه
سوهیون
اینجا رو نگاه کن!
چهرهت فوتوژنیکه
گفتی کصت
چیه؟
کص من...
عاشق اینه که بهش تجاوز شه!
خب، خودت از نزدیک دیدیش
پس میدونی
ولی من متجاوز سریالی هستم
با یه مدرک موثق خودم
رو تسلیم کردم، پس باید
حکم من کاهش پیدا کنه، نه؟
خب، همینم خوبه!
لطفاً دستگیرم کن
التماست میکنم
گفتم دستگیرم کن
اینهمه راه اومدم خودم
رو تسلیم کنم، تو قراره
همونجا بشینی؟
خدایا، پس چارهای نیست
خب، اگه تصمیم گرفتی
من رو ببخشی
مگه میشه رد کنم؟
همهی این جرائم رو بنداز
گردن جینوو کئون و تمومش کن
این یه معاملهی
برد-برده!
دیگه سر به سر من نذار
امیدوارم هرگز همدیگه رو نبینیم
ولی ناراحتم که این
آخرین باریه که میبینمت
خیلی بهمون خوش گذشت
نمیدونم بتونم بازم همچین
ممههای تپل و گوشتی و آبداری پیدا کنم
چطوره برای بار آخر
بهت تجاوز کنم؟
هر چی خاطرهی
بیشتری بسازیم
بهتره، مگه نه؟
قبول داری؟
شانست رو از دست نده
بیخیال، این آخرین باره
کی میتونیم دوباره
عشق بازی کنیم؟
آه!
هااااه
مطمئنم وقتی بری خونه
دلتنگم میشی
بخاطر دخترت نمیتونی
توی خونه با شوهرت سکس کنی
به تو ربطی نداره!
این حرف رو میزنی
ولی بدنت چیز دیگهای میگه
کصت خیس خیسه
هرجوری بهش فکر کنی
بدن سکسیت پشت این
میز داره حیف میشه
بس کن!
حرومزاده
جنده!
میخواستم زود تمومش کنم
ولی نظرم عوض شد
اگه قرار نیست دستگیرم کنی
پس تکون نخور
شورتت خیس شده
چطور یه بازپرس پلیس
همچین کص هولی داره؟
ها؟
هااع
چطور جرات میکنه
توی دادگستری همچین
کاری کنه؟
خب، اون به چیز
دیگهای اهمیت نمیده!
احمق...
میدونستم غرورت
بگات میده!
میخوام توی بدترین
شرایط گیرت بندازم!
حتماً فکر میکنی
برنده شدی...
واقعاً؟