قسمت 114
ببین کی
اینجاست
بازرس سوهیون آن!؟
خوشحالم
بازم میبینمت
از خودت
شروع کن
تو که تعقیبم
نمیکنی؟
نگو که هنوز فکر
میکنی من متجاوزم
اوه پسر، خیلی
خجالتم میدی
انگار بازم
اشتباه کردی
هاایی
وایسا ببینم
بازرس پرونده اینجاست؟
قرار نبود
همچین اتفاقی بیفته
بهم نگفته بودی
مینجائه کانگ
هااه
هاا!!
اشتباه!؟
کسشر نگو
هااع
اونم این زن!؟
شاید داریم
نگاههای انتقادمون
رو...
به سمت اشتباهی
نشونه میگیریم
این یه مشکل همگانیه
این زن مقابل تمام
متجاوزا وایستاد
الان بهم میگی
که خودش رو توی
این وضعیت قرار داده؟
نه، ممکن نیست
دوباره گول
دروغاش رو نمیخورم
تمومش کن!
بیخیال، اصلن
بهم اعتماد نداری،نه؟
بذاریم مجری محبوبمون
خودش بهت بگه
من مجبورت
کردم!؟
هااه
خانوم لیم
من نجاتت میدم
نترس، حقیقت رو بگو
آه
من،من...
اگه من گیر بیفتم
همه چی رو
بهشون میگم
اگه من غرق شم
تو رو هم با خودم غرق میکنم
در غیر اینصورت
پلههای ترقی رو یکی
یکی میری بالا
ما توی یه
کشتی هستیم!
نه، من دارم لذت میبرم
پس لطفاً
تنهامون بذار
عاع
این دروغه
*میلرزه*
تو داری ازش
باج گیری میکنی
ما هرکاری برای
کمک به شما میکنیم خانوم
بیخیال، تو هر کاری
میکنی تا من رو گناهکار
نشون بدی
صداشو میشنوی؟
هاع
داره حال میکنه
هنوزم باور نمیکنی!؟
هااع
*میلرزه*
*میلرزه*
*میلرزه*
مینجائه کانگ
عااایی
آه...هااه
چرا!؟ چرا
اینجوری ناله میکنه؟
این زن از چیه
این کثافت خوشش اومده؟
چرا این اتفاقات
غیر منطقی پشت
سر هم میفته؟
من فردا باید برم
پیش بازپرس!
بهشون میگم که
بازرس چا یه شهروند
بیگناه رو تخت فشار گذاشته
و سعی میکنه علیهش
پرونده سازی کنه
اگه میخوای بازپرس
دوهی توی دردسر نیفته...
باید با بدنت
بهم سرویس بدی
کجا...
همه چیز...
اشتباه پیش رفت؟
الان وقت این
چیزا رو ندارم
نمیتونم بذارم مینجائه
باهام بازی کنه
چرا؟
چرا..؟!
*میلرزه*
چرا همه چی از
کنترلم خارج شده؟
زنا بدن همدیگه
رو بهتر میشناسن
پس برو تو کارش
مطمئن شو
لذت میبره
اینجوری اونقدر
تحقیر میشه که هیچی
به کسی نمیگه
حالا دارم همون
کارا رو با یکی دیگه میکنم
ولی چارهای
ندارم...!
باید ازخودم
محافظت کنم
هاااا
هااه
آه
این دیگه چیه!؟
هاا...هاااه
هااه
ععع
بسه
*میلرزه*
*میلرزه*
تمومش کن!
ادامه دارد...