قسمت 132
بازپرس چا!
یسئول کیم؟
باید یه چیزی...
بهتون بگم
بخاطر افسر جانگ...
و شما...
دیگه نمیتونم مخفیش کنم
حالا که فکر میکنم...
تمام اینا از خونهی
مینجائه شروع شد
جلوی جانگهوان، دوست پسر
سابقم بهم تجاوز کرد
آاه
من به پاسگاه پلیس
رفتم تا گزارشش کنم
و افسر جانگ رو دیدم
ولی نتونستم
چیزی بهش بگم
چون میترسیدم
یه بلایی سرم بیاره
بعد از اون ماجرا
اون ازم باجگیری کرد
بهم گفت اگه بخوام علیهش شهادت بدم
باید به همه بگم که به دوست پسرم
خیانت کردم
ببخشید که باهاتون
صادق نبودم
چیز دیگهای هست
که باید بدونم؟
خب...
چون دیگه اینجا توی
آکادمی کار نمیکنه....
احتمالاً نمیشناسیش
کارت عالی بود
فردا میبینمت
خانم لی
بازپرس چا؟
باید حرف بزنیم
راجبه تو و
متجاوز همه چی رو میدونم
پس همه چیز رو بهم بگو
و چیزی رو جا ننداز
بین تو و مینجائه
چه اتفاقی افتاده؟
من نمیفهمم
شما چی میگین
چرا یهویی اسم
اون رو آورد؟
همه چی لو رفته؟
نه، نمیشه!
مینجائه گفت باید بهش اعتماد کنم!
اگه سعی کنی بازم
بهم دروغ بگی به جرم
همکاری بازداشتت میکنم
تمام مدارکی که لازم
بود رو دارم
به زودی دادگاهی میشه
هنوزم میخوای
ازش حمایت کنی؟
این آخرین فرصته که
خودت رو نجات بدی
انگار همه چی رو میدونه
چطور کار به
اینجا کشید؟
ببخشید بازپرس چا
من واقعاً نمیخواستم
بهش کمک کنم
فقط میخواستم
شغلم رو حفظ کنم
همه چی رو بهتون میگم
واقعاً متاسفم
این اواخر بازرس آن رو دیدی؟
خب...
وقتی داشت
به من تجاوز میکرد
بازرس آن سررسید
و اون روز...
آخرین باری بود که دیدمش
نمیدونم الان کجاست
بازرس سوهیون آن
دلتنگتم بازپرس چا
میای آکادمی دیدنم؟
مینجائه کانگ مادر جنده
تا وقتی بهت نگفتم
به مینجائه نزدیک نشو
اگه کاری کنی که این
تحقیقات رو به خطر بندازه
ازت نمیگذرم
باورم نمیشه به این
زودی سوهیون رو شکسته
تقصیر من بود که
مراقب نبودم
مهم نیست چی بشه
امروز سوهیون رو آزاد میکنم!
مینجائه!
سریعتر از چیزی که انتظار
داشتم رسیدی
معلومه بازرس آن
خیلی برات ارزشمنده
ولی خبرای بدی برات دارم
به لطف تو
دیگه یه سگ خونگی شده
حروم لقمه!
سوهیون کجاست؟
بهم بگو!
فکر کردی اگه
اینجوری رفتار کنی...
بهت میگم؟
بهتره دهن
کثیفت رو ببندی
قبل از اینکه بکشمت
بهم بگو
کسکش
فکر کردی توی
موقعیتی هستی که
من رو تهدید کنی دوهی چا؟
عاع
باید زانو بزنی
و التماسم کنی
شاید حتی اینم کافی نباشه
میخوای سوهیون رو
پیدا کنی؟
من دوتا کلید دارم
یکی قفل دری که سوهیون
داخلشه رو باز میکنه
و اون یکی زنجیری
که به گردنشه
هر بار که ارضام کنی
یه کلید رو بهت میدم
من عاشق شیر
ممههات شدم
فکر میکنی بتونی
با ممههات ارضام کنی؟
حرومزاده
داره بازم ازم باجگیری میکنه
ولی الان اولویت
من سوهیونه
نمیتونم اجازه بدم
بیشتر از این زجر بکشه
این چهرهت بدجور
حشریم کرد
حالا بخورش