قسمت 134
سوهیون
تو باهاش چیکار کردی؟
واقعاً میخوای بدونی!
پس نشونت میدم!
عاع
از خودت
شروع کن
داری چه غلطی میکنی؟!
خودت کنجکاو بودی
بیا دقیقاً نشونت بدم
اینجا چه کارایی میکنم
آاه!
حرومزاده
عااع
تویی...
تویی بازپرس چا؟
سوهیون!
خیلی دلتنگت بودم
بازپرس چا
عالی شد
باید بهت گزارش بدم
من فهمیدم وقتی بهت تجاوز شه
چقدر حس خوبی داره
تونستم لذت تجاوز
جنسی رو درک کنم
کصم رو میبینی؟
ببین چقدر خیسه!
وقتی چند بار بهت تجاوز شه
عاشقش میشی
شنیدی؟
عجب گزارش کامل
و مفیدی بود
شوخیت گرفته؟
فکر کرده این بلایی که
سر سوهیون آورده یه موفقیته
حالا وقتشه خودت
تجربهش کنی
بهت یاد میدم از
متجاوزا ممنون باشی!
هااع!
چی؟
این مزخرفه
بازپرس چا
چشمات رو ببند
و با تمام وجود حسش کن
حسی که تمام
اعصابت به مغزت
منتقل میکنن
و الکتریسیته ای که
توی وجودت جریان پیدا میکنه
فوقالعاده ست!
به خودت بیا سوهیون!
تو واقعاً یادت رفته
کی هستی؟
برام مهم نیست
من فقط یه جندهی
عاشق کیرم که دوست داره
بهش تجاوز شه!
نکنه من اشتباه میکردم؟
نکنه من تنها کسی هستم
که فکر میکنه تجاوز کار بدیه؟
یعنی همه ازش لذت میبرن؟
نه، نمیشه!
میدونم حق با منه!
داری به غریزهی اصلی
آدما فکر میکنی، نه؟
آاه!
ما سعی میکنیم تظاهرکنیم
خیلی خوب و پاکیزه هستیم
ولی هیچی کثیف تر از
پنهون کردن خواست واقعی
قلبیمون نیست
به عنوان یه بازپرس حتماً
شده یه بار تصور کنی شکستن
زنجیرهاییکه جامعه برات تعیین
کردن چه حسی داره
هااع
نه...من...
حتی یه بارم...
به همچین چیزی فکر نکردم
هنوزم فکر میکنی من یه مجرم هستم؟
آااه!
آااخ
چرا دوباره بهش
فکر نمیکنی
اونم وقتی بدنت
داره همچین لذتی
رو تجربه میکنه؟
آااه
این عجیبه
چرا مقاومت نمیکنم؟
واقعاً دارم لذت میبرم!؟
هااع
آاه!
هااه
نه، نمیشه!
حاضری که کلید
دوم رو بگیری؟
پس باید خودت سوار
کیرم شی و ارضام کنی!
ببینیم بازپرس چا
وقتی سوار کیره
چطور سوارکاری میکنه؟
مهم نیست این حرومزاده
سعی میکنه چطور مغزم رو
بازی بده، فقط باید یه چیزی
یادم بمونه...
چیزی که الان مهمه...
آاع
نجات دادن
سوهیونه!
هااه