تله ای به نام ممه قسمت ۸ از ۸۹۶۷ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷
قسمت 8
آاع
بیا با هم
ارضا شیم
میهی
عاع
هاع
اووووععع
همیشه کردنی هستی
آه...
فقط یه
بار...
دوست دارم
ارگاسم شدنُ
تجربه کنم
مدیر بخش انسانی
خانوم جیهیون نا
خانوم نا
کجاست!؟
کیه!؟
تویی خانوم نا؟
آره
از آشناییت خوشبختم
خیلی خوبه بعد از این همه
وقت که فقط با پیام و تماس
در ارتباط بودیم بالاخره میبینمت
همینطور
ها...!؟
ببخشید
چرا اینقدر
خجالتیه!؟
این گزارشات
عملکرد کارمندای
بخش ماست
تا اینجا اومدی
که اینُ بهم بدی؟
ممنونم
مشکلی نیست
خوب شد که تونستم
ببینمتون
منم همین‌طور
آقای هیونوو کیم
از کمکتون متشکرم خانوم نا
توی پروژه ی جدید موفق باشین
امیدوارم روز خوبی
داشته باشین خانوم نا
هیچوقت ندیده بودمش
ولی توی پیاماش آدم
مهربونی بنظر میرسید
میبینمتون
باشه
از تمام کمک‌هاتون ممنونم
امیدوارم افتخار بدین
یه روز با هم ناهار بخوریم
به حساب من
به جاش نمیشه
شام بخوریم؟
چی!
حتماً ، باشه
خدافظ
مگه همکارت نگفت
دروغ نگی بهش؟
یعنی میگم امشب
با هم شام بخوریم
حتماً صحبتم با
مینجین رو شنیده
هممم!
هاهاهاهاها
عالی بود
توی شرکت خیلی بهم
کمک کردی، میخواستم یه
چیز بهتر برات بگیرم
مطمئنی همین کافیه!؟
مگه کیمچی
چشه!؟
این رستوران
بهترین کیمچی رو داره
آره
فکر کنم
بیا بخور
آقای کیم
نوش‌جون
واو، عالیه
خداروشکر
خوشت اومد
بیا یه شات بخور
مرسی
بزنیم به سلامتی
باشه
بسلامتی
تله‌ای به
نام ممه
انگار عاشق اینجایی
بیا یکم دیگه
برات بکشم
خودم برمیدارم
مشکلی نیست
اوه نه
آع!
نه، داره مستقیم
میاد سمت کیرم!
اوووخ
باید سریع خودمو
بکشم عقب
سوختی؟
بذار کمکت کنم
عه...پاک نمیشه
میرم دستشویی
تمیزش میکنم
خونه‌ی من نزدیکه
بیا بریم اونجا
چی؟؟
برم خونه‌ش!؟
اونجا برات
تمیزش میکنم
خوش اومدی
همونجور که بهش میومد
خونه ترو تمیزی داره
بشین آقای کیم
مرسی
جو یه جوری شده
شاید بهتر بود نمیومدم
شلوارتُ بکن
چی؟؟
باید بشورمش دیگه
چشمامُ میبندم
اوه، فکر کردم...
بفرمایید
اوه نه، پات سوخته
مشکلی نیست
وایسا
بذار اول با
دستمال خیس تمیزش کنم
اووخ
من حالم خوبه
نه، اینجوری ممکنه
جاش باقی بمونه
اوه
دیدی!؟ درد داری
دستاش
چقدر نرمه
اوه! بگا رفتم
ببخشید
من فکر بدی
راجبه‌ت نکردم
به خدا
راست میگم
مشکلی نیست
نگران نباش
وایسا ببینم
این ماجرا خیلی شبیه
کاریه که یرین باهام کرد
چیزی شده؟
فقط فکر میکنم
این یکم عجیبه
تازه امروز همدیگه رو دیدیم
ولی تو دعوتم کردی خونه‌ت
و خیلی باهام مهربونی
فکر میکنی
نقشه‌ای دارم!؟
نه، یعنی قبلاً یکی
اینجوری برام تله
گذاشته بود
ببخشید، فکر کنم
ناراحتت کردم
یه اتفاق بدی افتاده
و من به زودی میخوام
استعفا بدم
چی!؟
این اولین شغلم بود
و سه ساله دارم اینجا کار میکنم
و یکم ترک کردنش برام سخته
واسه همین گفتم قبل از
رفتن یه خاطره‌ی خوب بسازم
اگه یه پسر مهربون
مثل تو شب با من باشه...
خاطره‌ی خوبی
برام میشه
پایان

قسمت 8 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 9

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تله ای به نام ممه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت