قسمت 38
اولش تلخ بود
ولی الان روز به روز
خوشمزهتر میشه
حالا که فکرشُ میکنم
امروز، مینجین
خانوم نا و یرین
آبمُ خوردن
یعنی بازم به دوران
شکوه خودم توی دانشگاه برگشتم؟
به همین نمیتونم قناعت کنم
باید ادامه بدم
تله ای به
نام ممه
امروز دیر کردی
منم کار دارم
...
حداقل امروز
لباسش بهتره
ولی شورت
پاش نیست بی پدر
وای خدا
..
چطور ممکنه دو روز
پشت سر هم قهوه رو
بریزه روم؟
ببخشید
بذار ببینم
جاییت سوخت
..
..
..
..
چیکار میکنی؟
بذار مثل دفعه قبل
تمیزش کنم
عوم
عووم
عووم
این حرومیا از اول
نقشهشون این بود!
عاامم
آه ... نه...
عووم
عوم
عووم
به زور جلوی
خودمُ گرفتم
....
ولی دیگه نمیتونم
بشینم یه گوشه
و تماشا کنم
....
...
خانوم لی توی
کصش یه رودخونه
راه افتاده
*کرد توش*
خیلی آبکی هستی
مثل میوههای استوایی
میتونم از دهنش
گرما و قدرت کیر
مشاور رو حس کنم
انگار داره
منُ میکنه...!
حس عجیبیه
عاع
هاع
چیکار میکنی؟
میخوام چیزی رو
بهت بدم که خیلی میخوای
...
...
ولی...
.....
آماده ای خانم نا؟
چیکار میکنین؟
بس کن
بیخیال
آروم باش
....
....
....
فقط آروم باش
بهت قول میدم
تجربهای باشه که
هرگز فراموش نکنی
...
...
....
....
داره میره توش
آه
هاع
هاه
هااع
حلقهای که تو
کیرشه اذیتم میکنه
ولی داره دیوونهت میکنه
پس یکم تحمل کن
عووم
عووم
عاامم
عووم
زبون یه انسان بیشتر از
۲۰ نقطهی حساس داره
عووم
عاام
آه
عاع
هاه
هاه
هاع
هاه
هاع
هاه
حلقهی کیرم داره
نقطهی جی داخل کصتُ
نوازش میکنه، مطمئنم
دیوونهش شدی
نمیتونم
درست فکر کنم
بخاطر هیونوو
باید جلوشُ بگیرم ولی...
قدرتش و مهارتش
بدنمُ سست کرده
آخ
اگه وقتی دارم به
نقطهی جیت ضربه میزنم
چوچولتُ بمالم کلاً هیونوو
رو فراموش میکنی
هاع
هایی
بسه
دیگه نمیتونم
عووم
عوم
عووم
بدنم داره تیکه
پاره میشه...
عااع
اینجا چه خبره؟
شنیدم بخاطر دیدن
رابطه جنسی دونفر
سرکار عصبانی شدی
امروز خوش گذشت
شب بخیر
وقتی داشتم برات
ساک میزدم مشاور اوه
ما رو دید و عصبانی شد
میترسم توی دردسر بیفتی
اومدم که
عذرخواهی کنم
...
ولی انگار اینجا رو
تبدیل کردی به صحنهی
فیلمای پورن