تله ای به نام ممه قسمت ۵۲ از ۸۹۲۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸
قسمت 52
راستش امشب قرار
شام داشتم ولی
کنسل شد
جدی!؟
منم همینطور
حالا که جفتمون
بیکاریم...
چطوره با هم
مشروب بزنیم و
به هم دلداری بدیم؟
فکر کردم قراره
بریم یه کلاب و
سوجو بخوریم
چرا اومدیم اینجا؟
چند هفته‌ی پیش
مشتریایی که از قبل
رزرو نداشتن اجازه‌ی
پیاده روی توی این
منطقه از هتل رو نداشتن
این اولین باریه که
قراره با تو مشروب بخورم
پس گفتم باید خاص باشه
فقط بهم اعتماد کن
و دنبالم بیا مینجین
زودباش
بریم داخل
ولی گفتی بدون
رزرو نمیونیم وارد شیم
خوش اومدین قربان
رزرو داشتین؟
نه، نداشتیم
ببخشید، تمام
میزامون پر هستن
نمیتونیم بدون رزرو
کسی رو قبول کنیم
دیدی
بهت که
گفته بودم
وایسا مینجین
بذارین با
مدیرتون صحبت کنم
ببخشید قربان
هتل ما طبق قوانین
و اصول خاصی کار میکنه
هی، اینجا
چه خبره؟
این آقا سعی داره
به زور وارد شه
واو، تویی
ژنرال!؟
خیلی وقت بود
ندیده بودمتون!
مرسی
چطوری!؟
امروز یه
مهمون مهم دارم
ولی انگار تمام
میزاتون پر شدن
برای شما همیشه
میز خالی هست
بذارین ببرمتون
سر میزی که بهترین
ویو رو داره
مرسی
از جاتون
راضی هستین؟
بد نیست
اینم شرابی
که سفارش دادین
زمانبندیت
عالی بود
این شراب سال
۲۰۱۰ رومانیاییه
فقط ده بطری از
اینا تولید شده
هر یه بطریش
بالای ۱۵ میلیون‌وون
ارزش داره
آقای اوه، فکر کنم
بهتره یه چیز دیگه
سفارش بدین
این خیلی گرونه
نگران نباشین
این بطری به
حساب منه
امکان نداره
بطری به این گرونی
به حساب رستوران؟
تمام غذاهایی که
امشب براتون سرو میشه
هم به حساب ماست
فقط لذت ببرین
شب خوبی
داشته باشین
تله‌ای به نام
مــــمــــه
چرا مدیر تو
رو ژنرال صدا زد؟
چرا اینقدر
ازت میترسه؟
خیلی وقت پیش...
یه گروه مطالعاتی
کوچیک داشتم
و کسایی که تکنیکامُ
بهشون یاد دادم از روی
احترام بهم میگفتن ژنرال
فکر کنم بخاطر
احترامی که برام
قائله اینجوری بهم حال داد
فهمیدم
امروز صبح
سرپرست مینهی لی
رو هم نشوند سر جاش
مشاور یونگشیک
مرد قابل
احترامیه
یکم بیشتر از
خودت برام میگی
مینجین؟
جان؟
من؟
سرپرست میهی لی
بازم تهدیدت کرد؟
خانوم لی اونقدرا
هم بد نیست
ولی همش به اون
بستگی داره که تو
قبول شی یا نه
آره
درسته
بخاطر همین
نمیتونستم بهش
چیزی بگم
شراب گرونیه
ولی خیلی راحت
پایین میره
اگه دوست داشته
باشی...
همین فردا رسماً
استخدامت میکنم
چی؟
اگه بخوای زندگی
خوبی داشته باشی باید
روابط قوی ایجاد کنی
میخوام یکی از
رابط‌های مهم تو
توی شرکت باشم
نظرت چیه؟
مشاور اوه قدرتشُ
داره که باهام قرارداد
رسمی ببنده
اینجوری دیگه
لازم نیست از
خانوم لی بترسم
این مرد چقدر
کاریزماتیکه
حالا میفهمم چرا
بهش میگن ژنرال
عجله نکن
فکراتُ بکن و
بهم جواب بده
باشه
آقای اوه
من مست
نیستم
میدونم
ولی بازم بیا
اینجا استراحت کن
ما کجاییم؟
اینجا...
مدیر برامون
یه اتاق جور کرد
تا وقتی مستیت
بپره همینجا
استراحت کن
نه!!
تو ازم متنفر
نیستی، مگه نه
مینجین؟
آایی!
بیا یکم با
هم خوش بگذرونیم!
عاع!
فکر کردی
من کی هستم؟
من
میرم
خونه!
مینجین
وایسا
هاه!
باید حرف
بزنیم
ولم کن!
مینجین!
هیونوو!
خوبی؟
آره!
فکر کردی
من یه
فاحشه‌ی
روانی‌ام؟
چرا باید
همچین مرد
جذاب و جوونی رو...
بخاطر یه پیر
خرفت ول کنم؟
من پیرم!؟
چه حس گوهی
بهم دست داد!
من، یونگشیک اوه
تا حالا نسبت به
هیچ مردی اینقدر
حس تنفر نداشتم
هیچوقت حس پیری نکردم
نه جسمی، نه ذهنی و روحی
ولی جلوی این پسر...
آقای اوه
فقط یکم
صبر کن
خودم با
همین دستام
نابودت میکنم
بریم
مینجین
باشه
خودت خواستی!
این جنگ فقط
با مرگ یکی از ما
تموم میشه!
پایان

قسمت 52 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 53

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تله ای به نام ممه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت