تله ای به نام ممه قسمت ۶ از ۸۹۶۷ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷
قسمت 6
مینجون، از این
رستوان خوشت میاد؟
عاشقش شدم مدیر
مرسی که دعوتم کردی
....
هی، مینجون و
رییس بیرونن
دستتُ بکش!
*کشید
پایین
هاع!
نه
هی
آاه
آاه
اگه میخوای
گیر نیفتیم
دهنتُ ببند
تله‌ای به
نام ممه
هااه
هااع
آاه
آاه
هااع
بسه، گیر میفتیم
آاه
آااه
بدنت داره
التماسم میکنه
ادامه بدم
نه، اصلنم
اینطور نیست
هااع
اینم مدرکش
اوه...!
نه، اشتباه
میکنی
هاع
هاااه
چیکار میکنی؟
آیی
اووخ
عووم
عووم
عووم
عووم
آه
عووم
هااع
عووم
عووم
عووم
*کشید
لعنتی، از
خجالت آب شدم
*لنگاشو
باز کرد
اگه واقعاً خجالت
میکشی، چرا اینقدر
خیس شدی؟
عمم
هااع
هااه
عممم
عممم
عووم
عووم
عووم
عووم
هااه
هااع
هااه
آااه
هااا..
سیل راه افتاده
*میلرزه*
*میلرزه*
میشه بکنمش
توت!؟
...
....
آه
دیوونه شدی؟
همکارامون توی
اتاق بغلی هستن!
مشکلی پیش نمیاد!
آاع
آاه
برو که رفتیم
آه
آه
هااا
ععع
آاه
هااه
هاااع
هاع
هاع
هی، بکش بیرون
همین الان
مطمئنی!؟
آره، بکش بیرون!
اگه واقعاً این چیزیه
که میخوای باشه!
آاه
...
نه، بکنش توم
میوای دوباره
بکنمش توت؟
نه، نمیخوام
ولی کصت
بدجور خیس شده
آااه
آه
هااه
هاااع
هااه
هاع
هااه
نه...!
آاه
بس کن
بگو لطفاً دوباره
بکنش توم
گفتم نه
فقط کافیه
بگی لطفاً
حالاهرچی
....
هااایی
هی...!
این‌آخرین
شانسته...!
آه
هاه
باشه، بکنش توم
فقط آروم
هرجور شما بخواین
آه
هاااه
عاع
هاع
هاع
هااا
هاع
هاع
هااه
هاع
هاااع
مطمئنم گیر
میفتیم
....
...
بذار دهنتُ ببندم
عووم
هاه
هاااه
هامم
همم
زودباش
ارضا شو
دیگه بسه
هااع
هاع
هاع
به این زودی؟
پس میریزم توت
نه!
اگه بریزم بیرون
لباسات کثیف میشه
آه
هاع
هاع
هاااع
آاه
هاایی
حرومزاده
گفتم نریز توم
هیس!
غذا چطوره
مینجون!؟
خیلی خوبه
عاشقش شدم
انگار خیلی به
آقای کیم نزدیکی
ما از یه دانشگاه
فارق‌التحصیل شدیم
به هرحال باید مراقب باشی
مردم پشت سرت حرف درنیارن
منظورتون
چیه!؟
توی شرکت ما
شایعات خیلی
سریع پخش میشه
وقتی بیفتی توی دهن مردم
سخت میشه دوست جدید
پیدا کنی
برام مهم نیست
چی...!؟
...
برام مهم نیست
پشت من و آقای کیم
چی میگن
آاه
ها!؟
صدای چی بود؟
بس کن!
هنوز هستن آدمایی
که توی مکانای عمومی
از این کارا کنن
همین زنان که
آبروی ما رو بردن
این صدا...
شبیه صدای یرینه
وایسا
ببینم
مگه یرین نگفت
با هیونهو میره ناهار!؟
عاع
عاع
آه
نباید اینکارو میکردی
واسه یه مرد سختکوش
تله گذاشته بودی
حالا فهمیدی؟
من توی
تله‌ت نیفتادم
تو افتادی!
پایان

قسمت 6 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 7

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تله ای به نام ممه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت