قسمت 68
بس کن...
آبم داره میاد
دیگه نمیتونم
نگهش دارم
تا آخرین قطره رو
بخور زنیکهی جندهی روانی
سوپر مدل سابق
که الان مدیرعامل یه
شرکت بزرگه داره آبمُ میخوره
نکنه بیداره؟
عوووم
منم عاشقتم رابرت
خداروشکر
هنوز خوابه
قبل اینکه دیر شه
باید فرار کنم
هممم
فکر کنم یه
چیزی شنیدم!
اگه خانوم لی
بیدار بود...
سنگین نفس میکشه
نکنه خودشُ الکی
به خواب زده؟
پس چرا وقتی
داشتم میرفتم
ناله کرد؟
شاید...
خانوم لی اشراف زاده
که با من مثل یه
آشغال رفتار میکرد...
با دیدن ساک زدن
خانوم سو حشری شده؟
باید مطمئن شم
نوک ممهش
سفت سفته
مشخصه
دیگه
الکی خودشُ به خواب
زده ولی ممههاش
لوش دادن
هاااه
حالا میفهمم
میهی لی
هااه
تو مثل یه سگ
حشری شدی، نه؟
پس نمیشه این
بدن شهوتی رو
ول کنم و برم
عووم
هاااه!
هااع
هاه
کصت خیلی خوشگله
خانوم لی
میخوام با دقت
تمام بخورمش
آاه
عاااع
هااع
خانوم لی
چند
سالته؟؟؟
ببین تویخواب
ارگاسم شدی
چون عکاسی
دیروز معلق شد
مدلامون
برگشتن سئول
خودم
مدل میشم
خودت رییس؟
عالی میشه
تیول جکپات برد
مشکل اینه
که مدل مرد نداریم
آقای کیم
دلت میخواد
مدل شی؟
جان!؟
فکر کردی
اینا همش بچه بازیه؟
چرا یهویی
عصبانی شد؟
من مسئول
اینجام، میخوای
همه چی رو
کنسل کنم؟
اینجوری مطمئنم
عکاسی امروزم
کنسل میشه
انجامش میدم
چی؟
میشه اینقدر
خودتُ مسخره عام
و خاص نکنی ؟
یه بار ایمان
داشته باش
آقای کیم
من در اختیار
شمام خانوم اوه
خیلی هم عالی
جالب شد
بیا بریم
لباسامونُ بکنیم
باشه رییس
فوقالعاده ست
میدونستم رییس
خیلی سکسیه ولی اون
پسره هم خوب چیزیه
خب... دروغ
نگم خوب شدن
هیونوو...بهم
اعتماد کن
باشه
ژست
بگیرین
یکم
بخندین
عجیبه...
چرا اصلن
استرس ندارم؟
شاید بعد از رام کردن
اینهمه دختر، اعتماد بنفسم
بالا رفته