کص های داغ و کیر چاق قسمت ۱۷ از ۳۵۶۸ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸
17
کص‌های داغ و کیر چاق
هاا...
این چیه؟
سکس سیاسی؟؟
از خودت
درآوردیش؟
آره
ولی مشکلش
چیه؟
همه‌ی متحدای مهم
اینجوری به هم وصل میشن
اینجوریه که میتونن
مخفی‌ترین رازهاشونُ
به اشتراک بذارن
اوه
دانگ هیوک
میدونی چرا آدما
شروع کردن به
دست دادن؟
واسه اینکه به
هم نشون بدن تو
دستشون اسلحه نیست
عووم
مثلاً من الان
با مالیدنت...
نشونت میدم
دشمنت نیستم
آاااه...
بازم از خودت
درآوردی، مگه نه؟
اینبار داستانش
حقیقت داشت
نمیدونستی؟
رییس، من
دشمنت نیستم
چی...
نمیدونستم!
هووه
من مطمئنم...
عوه
عاه
تا آخرش
متحد هم میمونیم
آاه
تو چی
دانگ هیوک؟
هی
هوم؟
تو گفتی باید
همدیگرو چک کنیم
ولی من هنوز
چکت نکردم!
عاخ
نمیدونم اسلحه
داری یا نه؟
عوه
☺
درسته، باید
منصف باشیم
اوپس
چطوره؟
بنظرت این
یه اسلحه‌ست؟
میخوره که باشه...
نیست؟
شاید باشه
شایدم نباشه
میخوای خودمون
چکش کنیم؟
همم!
داری زیاده روی
نمیکنی؟
اگه یکی
بیاد تو
ما کلی کار
با هم داریم
آخ
وقتی واسه
هدر دادن نداریم
هااه
هااع
هاا
عاااع
اینجا آوردمت
چون شنیده بودم
که رستوران خوبیه
ولی فوق‌العاده‌ست
مگه نه رییس؟
هاااع
این حرفا رو
از کجا یاد گرفتی؟
زنا واسه اینکارا
نمیان رستوران
ولی عالیه ،نه؟
هر چی بیشتر
میکنمت بهتر میشه
آخه...
ببخشید...
تق تق
آقا، چیزی
نیازی ندارین؟
تق تق
واسه چی
زنگ زدن؟
عه؟
زنگ زدین!
چیزی نیاز داشتین؟
ها؟
نه...
اشتباه شده
اوووف... داشتیم
گیر میفتادیم
اگه یکم دیر
متوجه شده بودیم
بگا میرفتیم
یهو کصش
تنگتر شد
یکم سر به
سرش بذارم؟
هی، میخواستم
یکم مشروب سفارش
بدم... چی دارین؟
چیکار میکنی
دانگ هیوک؟
چرا سرتُ برگردوندی؟
ممکنه منو ببینه
هااع
عرق سگی و
شامپاین محبوبترین
مشروبامونن، کدومشونُ
براتون بیارم؟
میشه یه بطری
شامپاین بیارین؟
عاایی
عوه
کرد توش☺
لطفاً برامون
بیارینش
باشه
اوپس
هاا
خیلی خری!
داشتیم
گیر میفتادیم!
بسه!
دیگه کافیه!
چی میگی؟
همین؟
من هنوز
ارضا نشدم!
ادامه دارد...
پایان

قسمت 17 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 18

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کص های داغ و کیر چاق
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت