14
آااه...
بدم نشد،نه؟
اولش یکم وضعیت
از کنترل خارج شد ولی..
اصلنم
خوب نیست
ندیدی؟ داشت
به چوخ میرفت؟
اونم بخاطر
اخلاق تخمیش
به خودت
سخت نگیر
به اندازهی وقتی که
دانشآموز بودی کنترلتُ
از دست ندادی، فکر کنم
تاثیرات بزرگسالیه
دوست داری
بمیری؟
داشتم راجبه هان
یوجون صحبت میکردم
نه خودم
چک کنم ببینم
میتونیم قبل از
اون شرایطُ ببینیم
عکاسی هم
نباید آسون باشه
میخوای من
انجامش بدم؟
تو؟
گفتی همهی کارا
رو میسپاری به خودم
بذار انجامش بدم
نمیخواد
کاری نیست که تو
از عهدهش بربیای
راجبه مرتب کردم
اتاق آرشیو هم همینُ
میگفتی!
نه، خب اون...
به من اعتماد کن
اگه خوب پیش بره...
باید یه کاری
برام بکنی
کص های داغ
و کیر چاق
انجامش
دادم...
ولی آسون
نیست...
هان یوجین
پشت اون چهرهی
معصومش از قدرت
سلبریتی بودنش سواستفاده
میکنه...
راستی...
رییس چائه یون
چرا اینقدر استایل موهاتُ
عوض میکنی؟
آره... یکم کوتاهش
کردم، تو این فصل
اینجوری راحتتره
بد شده؟
نه...!
بهت میاد
اوومم
ولی باید یه
راهی پیدا کنیم
واسه همین گذاشتمت
ور دست پارک هائه جون
هان یوجون با اون شخصیتش....
چجوری این همه کار میگیره؟
نمیدونم
شایعات میگن...
مدیرعامل کمپانی مادر
عاشقشه
حتی میگن با هم
رفتن هاوایی و لاو
ترکوندن
جدی!؟
مطمئن نیستم
تو این صنعت
هر روز یه شایعه
پخش میشه
راستی
خیلی مهمه که وقتی
دور و بر هان یو جونی
کنترلتُ از دست ندی و عکاسی
بدون مشکل انجام بشه...
باشه
اگه اون لبخندش
فقط یه بازیه پس
واقعاً کیه؟
بازی...؟
آره... باید کاری کنی
بازی کنه!
چجوری؟
اون حتی به حرف
کارگردان گوش نمیده...
دانگ هیوک...
واقعاً میخوای اینجوری
رفتار کنی؟
اوه...!
اینجوری
شاید بشه!
چطوری
کارگردان؟
رییس پارک
بابت اتفاقی که
افتاد معذرت میخوام
یکم زیادی مشروب خورده
بودم و سریع خواستم
عکاسی رو جمع کنم
هه هه
مشکلی نیست
تو اشتباهی نکردی
امروز چقدر
به انرژی هستی!
نپرس، دوباره
همون داستانه
حتی فیلمبردارا
رو عوض کردم
ولی بازم باهامون
کنار نمیاد
چرا؟
چی شده؟
دستیارم نوشیدنی
از دستش افتاد
فکر کنم ریخت
رو لباسش
ببین چجوری سر
دختر بیچاره داد میزنه
با این صدا بهتر
بود خواننده میشد
تا بازیگر
حتی بازیشم خوب نیست
تو اتاق استراحته؟
فکر کنم
فکر میکنی امروز
بتونیم فیلم بگیریم؟
جو اینجا که
خیلی افتضاحه
باید سعی کنیم
من یه قولی دادم
قول؟
چجوری از این
باید استفاده کنم؟
این درست نیست!
خودت گفتی برات
نوشیدنی بیارم
چرا سرم داد میزنی؟
بیا بریم
یکی دو روز دیگه تمومه
چی...؟
واقعاً همچین
آدمی هستی یوجون؟
بذار ببینم میتونم
این اخلاقشُ ضبط کنم؟
تق...
سلام
هان یوجون!
اومدم چندتا
عکس یهویی...
از مدل بینظیرمون
بگیرم...
چطوری؟
فاک...!
تو اینجا
چیکار میکنی...؟
ها؟ خب...
اون...
تق!
دوربینه؟
عکس گرفت!
بگا رفتم حاجی...!
آااا...
ادامه دارد...