کص های داغ و کیر چاق قسمت ۱۳ از ۳۵۷۷ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷
13
هاا
هااا
عاه
عاه
فکر نکنم به این
زودیا تموم شه
هااا
هااا
دانگ هیوک
نه... نمیشه
زود تمومش کن
خودمم همین
فکرو میکردم
ولی نمیشه
ها...؟
اگه گیر بیفتیم
چی...؟
مشکلی
پیش نمیاد
همه رفتن
خونه
و...
هاااع
عووه
کصت خیس خیسه
واقعاً نمیخوای سکس کنیم؟
هااع
باشه... کاری که
گفتی رو بکن
مگه چی گفتم؟
گفتی...
دوبل میکنمت
کردتوش
هاا...
حتماً
هاااع!
هااع!
آره...
همینه!
این شد کیر!
هاااع
عاشق این
هیجانم!
عااه!
دانگ هیوک...
هااع
هاااع
هاااع
آبم داره میاد رییس!
باشه
بریز توم
اومد!!!
عااه
هاااع!
هااا
هااا
هااا
هااا
عاشق دادن
به توئم...
دانگ هیوک
کص های داغ
و کیر چاق
چند روز بعد
دیگه فقط بحث سر
زمانه که گیرت بندازم
هائه جونگ
وقتی همراهش باشم
مطمئنم یه چیزی گیر میارم
سر صبحی به چی نگاه
میکنی که اینجوری مرموزانه
میخندی؟
هیچی!
داشتم بازار سهامُ چک میکردم
ببینم بالا ررفته یا نه!
حالاهرچی...
دانگ هیوک...
به جای کار کردن
داری بازار سهامُ چک میکنی
بازی کردن بذار کنار
و اول اینُ چک کن
این چیه؟
اطلاعاتیه که واسه
جلسه‌ی بعدازظهر
لازم داریم
این جلسه چیزی نیست
که بدون آمادگی واردش شیم
رییس پارک، از فردا
هرجا میری دانگ هیوک
با خودت ببر
سرپرست!
حتی اگه میری
قهوه بخوری
باشه، هنوزم
بهم اعتماد نداری؟
بهت ثابت میکنم
با اینکه تازه کارم...
چی!
هان یوجون
مدلمونه؟
چرا تعجب کردی؟
از هان یوجون
خوشت میاد؟
من ازش
خوشم بیاد؟
اون دختر
زیبا و معصوم...
که هر سال کلی
کمک به آدمای فقیر میکنه
مگه میشه
دوستش نداشت؟
بالاخره روزی رسید
که با چشمام میبینمش
خوشحالم که این
کارو گرفتم...
جدی؟؟؟
جالبه...
هه هه
چی؟
هیچی
هان یوجون تو این
شرکت خیلی معروفه
میخوای خودت
همه کاراشُ انجام بدی؟
جدی!؟
مرسی رییس
میترکونم!
تشنته؟
الان برات یه
فنجون قهوه میارم!
واقعاً؟
آره، اگه عکاسی
نداشته باشم حداقل
10 شاعت میخوابم
من یکم
منزوی هستم
دوست پسرم ندارم
پس واسه همینه
پوستت میدرخشه
زیبایی از خواب
خوب میاد!
نه بابا... بخاطر
میکاپه!
رییس پارکم
خیلی خوشگه
میتونه بازیگر شه
نه، من...
بیخیال
تو خیلی
مهربونی
تنها بازیگر اینجا
خودتی
از قیافه و رفتارت
مشخصه!!
مرسی
این واسه بازیگر
شدن زیادی بداخلاقه
حالا که به همدیگه
معرفی شدین بهتر نیست
جلسه رو شروع کنیم...
دانگ هیوک؟
ها؟
حتماً!
کارگردان کیه؟
همون نفر قبلیه‌ست؟
همون شرکت مسئولشه
کارگردانشم تو
تبلیغ ساختن
خیلی ماهره
خیلی بد شد
ها؟
ها...
چیش بده؟
خب... خیلی فیلمبرداریشون
ضعیفه...
بهشون گفتم از سمت
چپ صورتم عکس بگیرین
ولی همش از سمت راست
عکس میگرفتن
اصلن نمیفهمیدن
چی میگم
همش از سمت راست
فیلم میگیرن
با همون
دوربین همیشگیشون
مشکل از
ارتباطه
نتیجه‌شم خوب
نشده بود؟
یهو پرحرف
شده...
بازم چک میکنم
ولی فکر کنم
کارگردان همونه
اینبار بیشتر
حواسمونُ جمع میکنیم
نه
قراره از من
عکس گرفته شه
باید به من
گوش بدین
نمیتونم با اون
کارگردان کار کنم
حالا خودت انتخاب کن!
عوضش کن
یا تبلیغ بی تبلیغ!
ادامه دارد...
پایان

قسمت 13 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 14

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی کص های داغ و کیر چاق
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت