لطفا به من آب کیر بده قسمت ۶۵ از ۶۷۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
#65
پس اینبار هرکار
بخوام میکنم.
رینا، مهم نیست
چیکار میکنی
چون میتونیم کار
اشتباهتو جبران کنیم
صبر کن، لی هو جین،
به چی فکر میکنی؟
اگه اینکارو کنی...
اوکیه، از اونجایی که
توئم واسه نجات من رفتی
بهش فکر میکردم.
و...این حرفیه که اون
موقع نمیتونستم بهت بگم.
منم دوستت
دارم رینا.
ها؟ چی گفتی
الان...؟
چی؟ دوسم
داری؟
لی هو جین...
تو این وضعیت
مسخره بازی در نیار.
الان تو وضعی نیستم
که اینو ازت بشنوم
من...بهت آسیب میزنم
و تو میتونی یه
زندگی عادی و شاد
داشته باشی...
تو خیلی
برام عزیزی.
پس این حرفو
نزن.
و...
لی هو جین...
نه!
من اینکارو
کردم،
پس خودم هم
درستش میکنم.
یونا بیرون ایستادگی
کرده تا از تو محافظت
کنه.
حتما الان تو وضعیت
سختیه.
پس از اونجایی که
خواهر بزرگترشی بهش
کمک کن.
نه... لطفا.
همه این اتفاقا
به خاطر منه...
ولی چرا...
چرا...باید تو به
خاطر من آسیب
ببینی؟!
اکه فقط ناپدید بشم
همه چیز حل میشه.
این درست
نیست...
از اینکه چهره ات
اینجوری میشه متنفرم.
اولش، وقتی
این اتفاق افتاد
فکر میکردم
خیلی دردسر سازی.
ولی اینطور
نبود.
من وقتایی که
منتظرم بودی تا برگردم
خونه رو دوست داشتم.
یا وقتی که با
خنده بهم نگاه میکردی
پس رینا،
چهره ات رو اینجوری
نکن.
چون حداقل، من
اینکارو به عنوان یه مرد
که دوستت دارم میکنم.
برا همین...میخوام
حسی که دوست دارم
رو بروز بدی
نهه ، لی هو جین
پس...
با این...
نه.
لی هو جین...
نکن...
همه چی درست
میشه.
چون این همیشه
کار میکنه.
پس اینجا رو
به من بسپر،
و برو پیش
یونا.
باشه‌...
بهت باور دارم،
پس قول
بده بهم.
من منتظرت
میمونم...پس حتما
برگرد.
منتظرم...
سر قولت بمون
یا...
یا...
خودم...
خودم میکشمت...
باشه.
هوم...
باید درد داشته باشی
ولی خوب تحمل میکنی.
با این وجود
سعی کن عقلتو
سرجاش نگه داری.
فکر نمیکنی دنیایی
مثل این
بی دلیل بوجود
اومده؟
مردمی که براشون انقد
فداکاری کردی تا خونه ای
براشون بسازی...
اصلا نمیدونن ما
وجود داریم
به نظرت بیهوده
نیست؟
علاوه بر اون تو
مجبور شدی از خواهرت
جدا بشی، فقط چون
باهاش متفاوتی،
درحالیکه هیچ دلیلی
واسه جدا بودن شما دوتا
وجود نداره
و تو هم باید بتونی
یک زندگی راحت مثل
انسان ها داشته باشی.
باید به من بپیوندی‌ــ
فکر نمیکنی ما یکی
هستیم.
درکت نمیکنم، فقط
به خودت فکر میکنی
ولی من هیچوقت از
انتخابم برای جایگزینی رینا
پشیمون نشدم.
رینا رو جایگزین
کردم...
چون اون
خانواده من بود.
و برخلاف انسانی
که تو دیدی،
انسانی که من دیدم
میتونه هرکاری که فکرشو
کنی انجام بده.
هاا...چه فایده ای
داره این همه چرت و پرت
میگی؟
اگه این چیزیه
که فکر میکنی،
تو فقط یه مانعی.
پس‌ــ
میکائیل!!
رینا...
پایان

قسمت 65 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 66

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی لطفا به من آب کیر بده
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت