لطفا به من آب کیر بده قسمت ۴۷ از ۶۷۱۴ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴
#47
ببخشید
میو نیم همه چی
اوکی میشه؟
هوجین سانبی...
مهم نیست توی
مقر شیطان زمان
چطور بگذره
تو همچین وضیعتی
کاملا غیر واضحه که
اون کی میتونه کامل برگرده
حتما هوجین هم
بهش فکر کرده.
ولی همه چی روال
میشه.
با چیزی که میبینم
اون ذهنشو آماده
کرده واسش
عه!
وسایل مورد نیازتو
مرتب کردی هوجین؟
آره...
لطفا به من آب کیر بده
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
عجیبه...قطعا
باید از این ور باشه.
خوبی؟ سانبی
صورتت...
اممم...میو نیم؟
تقریبا یک هفتس که
ما اینجاییم.
گم که نشدیم، شدیم؟
چیی؟!
نهه!
این دقیقا راهیه
که خودم ازش اومدم...
همونطور که انتظار
میرفت ما در حال گشت و
گذار بودیم.
لوسیفر راست
میگفت
ما نباید اجازه
میدادیم تو مسیر
ما رو پیدا کنی.
لیا؟!
پیش بینی میکردم
این اتفاق بیوفته،
براهمین اومدم سراغت.
لطفا چمدونتو بده
به من، شما زود رسیدین...
میتونید دنبالم بیاید.
آه... مرسی.
اینجا همه چی
خوبه، ممنونم که ادبو
رعایت میکنی.
هنوز هیچی
نمیدونیم...
پس حواستون
باشه.
باشه...
ها؟ یوری با ما
نمیاد؟
نه باید بره سراغ
کار دیگه،
یه مدت نیست
پیشمون.
از این بگذریم...هوجین
یه چیزی هست که باید قبل
ورود راجبش صحبت کنیم.
ممکنه وقتی وارد
شدیم متوجه بشی...
ولی به هیچ وجه
سعی نکن لوسیفرو
ناراحت کنی.
اون هرکاری
دلش بخواد میکنه...
دیرههه!!
حالا که برگشتی،
باید یه سلامی
علیک کنی یا نه؟
بهش فکر
نکردی؟
انسان
من سعی کردم
محل اختفای رینا
رو برسی کنم...
ولی من هنوز
در تاریکی ام.
درخواست دادم
برم یه سمت دیگه،
خب...به زودی
میفهمیم چرا رینا بردن
درسته؟
یعنی رینا حالش
خوبه الان؟!
هممم...تا اینجا
بهشت هنوز دنبال
میکائیل است.
بنابرین با گذشت زمان،
رینا، که همراهشه هم در
خطر بیشتری قرار میگیره.
پس ما دیگه
وقتی نداریم...
عجله نکن
حتی اگه الان
کاری بکنیم تو با
قدرتی که الان داری
چکار میخوای کنی؟
اگه بتونم یک چیز بگم،
من تو موقعیتی ام که ایجاب
میکنه از مقر شیطان محافظت
کنم.
بنابرین، نمیتونم
مستقیما تو این موضوع
دخالت کنم.
چون قسم خوردم
درگیر مسائل آسمانی
نشم.
وایسا! من کلی
راه تا اینجا اومدم
بعد اینکه گفتم
میتونم نجاتش بدم!!
پس چرا تا
اینجا اومدم؟!
همگی اینجا میدونن که
تو میتونی بجنگی.
چون تهش مهم
نیست کی بهت کمک
میکنه،
این وظیفه توئه
که رینا رو پیدا کنی
و برگردونی نه ما.
ولی این درسته
که زمان نداریم.
وقتی دیدمت فهمیدم
تو براش آماده ای.
حالا بیا بفهمیم
که تو در چه حد...
میتونی از اون
مهره ای که قورت
دادی ، قدرت
داشته باشی...
تو میخوای زندگیتو
ریسک کنی غیر اینه؟
هنوز زوده واسه
شوک شدن، تو قراره
بمیری
زمان محدوده
پس سریع ترین
راه همینه
ببخشید؟!
صبر کن!!!!
منبع قدرت مهره ای
که قورت دادی، انرژیه...
بنابرین به هر وسیله ای
منو مطیع کن و ازم انرژی
بگیر
این اولین آزمایش
توئه.
بعدش ، اون
بچه لوس رو تربیت
میکنم
پس منتظر
بمون.
باشه...
هااه...اون چی
بود؟ فکر کردم داشتم
میمردم.
هنوز زوده بگیم قراره
بمیری.
گوش کن لی هوجین
اگه به موقع اینکارو
نکنی، توسط مهره
خورده میشی.
چی؟
ساده بگم،
در واقع خودتو
از دست میدی.
بیین
عملا شروع شده، مگه نه؟
هوم؟ فرسایش
سریعتر چیزی که
فکر میکردمه.
مهره هم حتما
از انرژی تو خیلی
خوشش میاد.
عه...؟
پایان

قسمت 47 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 48

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی لطفا به من آب کیر بده
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت