#22
هوم
حالا که بهش فکر
میکنم،
تو چند روزه انرژی
به اندازه کافی دریافت
نکردی.
من ولی به اندازه
کافی گرفتم...
داری باهام مثل
احتکار کننده ها رفتار
میکنی!
بسه دیگه، اونقد حالم
خوب نیست که واسه
امروز،
خیلی وضعیت خوبی ندارم
پس فقط هرچی واسه امروز
لازم دارم رو ازت میگیرم
بعدا نظرت عوض
نشه ها
اوه، حالا که فکر میکنم
حتی اسم همسایه عزیزمون
رو هم نمیدونم
رینا اگه اتفاقی دیدیش
حتما ازش تشکر کن
آه باشه.
باید تکالیفمو انجام
بدم، پس مزاحمم نشو!
لطفا به من آب کیر بده
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
رینا من میخوام برم
دانشکده پس لطفا دردسر
درست نکن.
باشه!
میشه کولر رو
روشن کنم؟
امروز فقط صبح
کلاس دارم...
عه سلام!
آه...
سلام.
ها...
هوا گرم نیست؟
این حرفمو که...
اشتباه برداشت نکرد راجبش؟
هممم...
اوه؟
ما تو یه ماژوریم؟
امم، کسی که پیشت
زندگی میکنه حالش خوبه؟
ها؟ اوه آره حالش
خوبه، مرسی ازت
هممم...
ببخشید،
هو جین؟
بله؟
عه، پروفسور
پس قضیه اینه...
میدونم نباید همچین
چیزی از یه دانشجو
بپرسم ولی...
پروفسور جی یون
با مریض احوالی رفت
خونه،
ولی من نمیتونم
باهاش تماس بگیرم
عه؟ نمیتونی از
دستیار معلم بپرسی؟
اون دیگه کار
نمیکنه...
مهم تر از هرچیزی
من بهش نیاز دارم تا
فایلای مهم رو مرور
کنیم
پس به محض اینکه
پروفسور رفت...
نه
عا؟
آه، فقط...
دیدن قیافه پروفسور
جی یون سخته.
پروفسور، دیگه
نمیخوای رییس
دانشگاه باشی؟
این آدرسشه، مطمئن شو
که فایلا رو بهش میرسونی
کیه؟
سلام پروفسور
سلاام...
لی...هو جین؟
چطور ممکنه...
ها...؟
عه پروفسور، اینطور
که فکر میکنی نیست
من برای یک کاری از
طرف پروفسور جونگ هون
اومدم.
پس فایلا رو میذارم
همینجا و میرم
وایساااا!!
تو...
حالت خوبه؟
اوه آره.
خب...من واقعا
مریض بودم، حتی
نمیتونستم میزمو
تمیز کنم...
تو هر وقت بخوای
میتونی بیای
مزاحم شدم ببخشید...
حالت بهتره؟
همم...
فقط یه سرماخوردگی
سادست...
خب...خیلی
از نزدیک نگاه نکن
آه باشه.
از حالت معمول
فرق کرده.
من واقعا ناراحتم ولی
جدی خیلی ناز شده
پس با توجه به
وضعیتت،
حتما چیزی هم
نخوردی تا حالا نه؟
هوم؟
وقت داریم،
پس من تمیز
میکنم اینجا رو بعد
هم یه چی واست درست
میکنم
ها؟؟
هی، هوجین...
بله؟
خب...
میخوای...
با من ازدواج کنی؟