برده الف ها قسمت ۸ از ۵۰۱۶ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶
برده الف ها
قسمت ۸
مترجم : Godrax
این همون چیزیه که میخوای ؟
من به عنوان معاون
به نظر شما نیاز دارم
یوشل
عجیب نیس که معاون
همه این راه رو فقط برای دونستن
نظر یک مشتری بیاد ؟
چی میخوای ؟
اون برده چطوره ؟
ازش راضی ای ؟
سکس که نکردی باهاش؟
انجامش دادی اره ؟
تو انجامش دادی
پشمام
ناموسا گوه خوردم
شوخی میکردما
کارتو بگو
درمورد اون راز
مطمعنم که هیچ یک از مرد
های یوشین دربارش صحبت نمیکنه
البته بعضی از شوالیه ها
متوجه شدن که چه اتفاقی افتاده
ولی نگران نباش
من بهشون پول دادم
دهنشونو بستم
منظورم اینه که اگر مردم
بفهمن برده ای که از جنگ اوردیم
از یک دنیای دیگس خیلی بد میشه
اونا همیشه باعث
عوض شدن اوضاع میشن
اونا میتونن کاری کنن
که مردم باور هاشونو تغییر بدن
یا بشن یک شیطان جدید
که قدرت حکومت بر همرو داشته
باشه
آردنا ، اون مردی که تو
خریدی
ما فک میکنیم که ممکنه
به یک شیطان تبدیل شه
و گرنه نمیومد الکی
جزو یازده جنگجو برتر بشه
من یک سری ادم فرستادم
به امپراطوری دیگه تا خبر رو پخش کنن
مرسی
بیخیال دیگه من که میدونم
چته
تو ازون مردی که خریدی
میترسی اره ؟
فردای اون روز
میشه بیام داخل ؟
بیا داخل
همم من امروز
خیلی حالم خوب نیس
چیزی شده ؟
پدر ؟
پادشاهی یک درخواست
خیلی ازاردهنده داده
چه درخواستی ؟
امپراطوری مال انسانها
قصد داره که برای جنگجو ها
مذاکره کنه
اونا برای مذاکره درخواست
دادن ؟
اره
کسی که جنگ رو شروع کرد
انسان ها بودن مگه نه‌؟
و اونا اولین نفری هستن
که مذاکره رو شروع کردن
خیلی مسخرس
پدر باز داری سیگار
میکشی ؟
هاهاهاه دخترم
چی میگی ؟ پدرت
خیلی وقته که سیگار
رو ترک کرده
پدر دستاتو نشون بده
عامم خب این برای شمعه
خب درباره موضوعی
که حرف میزدیم چی ؟
هنوز هیچی معلوم نیس
هدف اصلیشون
برگردوندن یوشینه
اون شوالیه نجیب زاده
پس موضوع مهمیه
یعنی میخوایم یوشین
رو برگردونیم ؟
هنوز هیچی قطعی نیس
اگر به من بود درخواستو
رد میکردم ولی
متاسفانه من کاره ای
نیسم
من حتی نمیتونم
در مورد این موضوع فک کنم
پس اون میتونه
همینجا بمونه ؟
نمیتونم قطعی بگم اره
آرونه تو چیزی میخوای؟
من ؟
من ...
هاهها
بوی یک انسانه نر
خیلی خوبه
هی چیکار میکنی
خوشتیپ ؟
نمیخوای اتاقمو
تمیز کنی ؟
چی ؟
من میتونم بعدا
تمیزش کنما
شوالیه جون
اولین روزت با خانوم
اردنا چطور بود؟
اولین روزم ؟
اون درباره روزی که اسیر
شدم حرف میزد ؟
اولش دست ها
بسته بود پس امکان تکون خوردن
نبود
و خب خیلی بد بود
اردنا تو براش هیجان
زده ای نه ؟
اینطوری نیس ولی من
این اولین بارمه
پس درست رفتار کن
خفه رو
عااااح
هاهه
باورم نمیشه
تو توی سکس
کارت خوبه نه ؟
من دیگه نمیتونم
منتظر بمونم
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com :)
پایان

قسمت 8 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 9

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی برده الف ها
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت