برده الف ها
قسمت ۱۲
مترجم : Godrax
اه اره خواهر
تو صاحبه استادمی ولی
اون کل زمانشو با من
میگذرونه
تنها دلیلی که خریدمش
همین بود
واقعا ؟
پس میشه بدزدمش ؟
این کصکش پدر
داره چیکار میکنه ؟
گرمه
هههههه
آردنا ؟
چی میخوای ؟
برام اصن مهم نیس
ولی اون خیلی براش
مهمه ها
استاد ، خواهرم گفت
هرکاری بخوام میتونم باهات بکنم
پس بیا یکم نزدیکتر
باشه
هههه
اون داره تلاش
میکنه که بفهمه چه خبره
وقتی که وانمود میکنه
خیلی ناز میشه
میخوام یکم بیشتر
اذیتش کنم
استاد میدونسی ؟
خواهرم ۵۰ میلیون
خرجت کرده ؟
و اون مبلغی بوده
که خواهرم برای عروسیش
میخواس
برای جهیزیش
عهههه
اینطوریاس ؟
تو خیلی گرونیا
انقد ارزشت زیاده که
خواهرم جهیزیشو فدات کرده
و این خیلی خوبه که
میتونم واسه خودم داشته باشمت
یوشین معلمه شمشیر
زنیته
زود باش استاد
بیا دستامو بگیر
هههه استاد جون
بله ارونه
نظرت چیه باهم
ازدواج کنیم ؟
نهه !
چرا نه ؟
اره من فکر میکردم
برات مهم نیستا
صاحبه اصلیه یوشین
منم و فکره ازدواجش ...
اول من باید ازش
لذت ببرم
واقعا ؟ پس دستاتو بده
چرا ؟
من دستای ارونه
هم گرفتم
پس چرا دسته صاحبه اصلیمو
نگیرم ؟
دختر خوبی باش
دستتو بده
اردنا رفتارش مثل
توله سگه
واق
واق
معتادش میشم
اون خیلی نازه
در واقع
این که دوتا خواهرو
توی دستام دارم خیلی حس خوبی
میده
حسش طوریه که انگار
هردوتاشون زنمن
ها
هوووف
و میتونم هر وقت بخوام
لمسشون کنم
برای مثال
خوش اومدی یوشین
میشه اول کص منو پاره کنی ؟
اینطور چیزی رو میخوام
و اینطوری
بیخیال اینا همش رویاس
نمیتونم هردوشون رو همزمان
داشته باشم
رسیدیم
جو اینجا خیلی با جو
امارتی که توشم فرق داره
همچنین معماری اینجا
هم خیلی خفنه
میشه گفت شبیه قصره
خوش اومدین ما منتظرتون
بودیم
جنگجو اردنا و خواهرشون
و اقای یوشین
رییسمون ما رو فرستاده
تا شما رو به قصر ببریم و اونجارو
بهتون نشون بدیم
منو ارونه میریم به رییسه
این قصر سلام کنیم
لطفا ازین طرف
من راهنماییتون میکنم
بعدا میبینمت استاد
یکوقت نری یواشکی کص و
ممه دخترا رو دید بزنی ها
باشه بعدا میبینمت
منم راهنما شما میشم
یوشین اوپا
ناموسا ؟ اولین باره
میبینمش و جوری چسبیده بهم
انگا کیر میخواد
البته ارونه گفت خیلی به
ممه هاشون نگاه نکنم
من اینجام تا زیردستامو
ببینم
میدونم و منم هدفم همینه
که ببرمتون پیششون ، میو
ممکنه گم بشی پس میچسبم
بهت ، میوو
یکم زیادی نزدیک نیس ؟
بهم گفتن که زیردستام
حالشون خوبه اره ؟
البته ، میو
رییسمون خیلی تاکید
کرده که حواسمون بهشون
باشه
ولی من میخوام با چشمای
خودم ببینمشون
ازین طرف ، اینجا
اتاق ایساناس ، میو
اوه
واقعا ؟ یعنی میتونم
برم ببینمش ؟
ایسانا ؟
وایسا اون صدای چی بود ؟
الان نمیتونین
برین داخل
اون صدای چیه ؟ ترسناکه
وقتی میگم نه یعنی نه ، میو
ایسانا
ایسانا چه اتفاقی داره میوفته
این چه کصشریه
ادامه دارد !