برده الف ها
قسمت ۶
مترجم : Godrax
نمیدونم اون موقع به چی فکر میکردم
ولی درخواستشو رد کردم
فقط توی اون زمان
میتونسم غم رو تو چشماش ببینم
ترس از رد شدن
وایسا
من چیز زیادی درباره
الف ها نمیدونم ولی
یعنی من خوب نیسم ؟
باید چیکار کنم ؟
نه اینطور نیس
باورم نمیشه توی چنین موقعیتیم
واقعا باید چیکار کنم ؟
یعنی هیچوقت فکرشم
نمیکردم بخوام با یک بچه اینکارو
کنم
وایسا منظورم اینه که
گریه
میدونی خب من
اوکی بزار یک نفس عمیق
بکشم و فکر کنم
عژب
آرونه بزار یکم فکر کنم
این چطوره ؟
اگر بهم گوش بدی و بهم بگی
چی باعث میشه قوی شی
و تاییدمو دریافت
کنی
و تحت حیرت قرارم بدی
بغلت میکنم
این فقط یک شرط منصفانس
دیگه مگه نه؟
پس
هنوزم فکر میکنی من
به عنوان یک احمق بهت نگاه
میکنم ؟
بهم قول میدی ؟
تو
ازم ناامید نمیشی ؟
من ...
من خیلی سخت تلاش میکنم
تمام تلاشمو کردم که
بهش امید بدم
ولی نمیدونم از روی غم گریه
میکنه یا از روی خوشحالی
درسته الف ها از دوستام جدام
کردن ولی خب اونا هم مثل انسانا
قلب دارن
حداقل من اینطوری فک میکنم
خب بیا به کارمون برسیم
از الان بهم میگی استاد
من به تو بگم استاد
؟
این همون دختریه
که داشت گریه میکرد
واقعا فکر میکنی من
قبول میکنم ؟
الف ها واقعا
ههه
شوخی کردم
اسرار امیزن
پس باید بهت بگم
استاد
بهم یاد بده
استاد
و اینگونه بود که
رابطه ما شکل گرفت
پشمام تا حالا از کوچمون
نیمده بودم بیرون
خرید کردن یکی
از اصلی ترین فنونه
درست نمیگم ؟
من توی این لباس نمیتونم
تمرین کنم پس باید لباس درست
بگیرم اره ؟
فرق خاصی بین ولنسیا
و شهر های انسان ها نیس
ولی اصلی ترین فرق اینه که
اونا انسانا رو به عنوان برده
انتخاب میکنن
هیچ لباس راحتی نداری
واقعا ؟
یکجورایی تلف کردنه وقته
اون دختره از خانواده ولنسیا نیس ؟
شنیدم که داشتن درباره
ما حرف میزدن
اره اون خواهره آردنا عه
و اون مرد هم کسیه که
آردنا خریدش؟
من شنیدم که اون دختر
واقعا تنهاس
ولی خب قضیه یک
الف و انسانه
کدوم احمقی
میاد یک انسان
مثل اونو بخره ؟
فک کنم اون دختر فقط
میخواد یکم حال کنه باهاش
همین
بخاطر همین رفته
یکی از برترینارو خریده
تا یک سکس خوب داشته
باشه
برده ای که قراره
برای یک استفاده جنسی باشهع
و یک الفه بزرگ
که نیاز به کیر اون داره
جالبه
هووف
و یک اراب که شده
برده جنسی
و میزاره یک برده کثیف
این کارا رو باهاش کنه
خوب نیس؟
باکرگیتو به برده ای
مثل اون بدی
و وقتی داره میکنتت
کنترلتو از دست بدی
وایسا
اونا فک میکنن فقط
یک کیر متحرکم ؟
ولی خب
آرونه اونا شروع کردن
به حرف زدن پشت سرمون
اره میبنیم
خواهر من که هیچ علاقه ای
به برده های انسان نداشت یهو
بیاد تو رو بخره
ولی نه تنها این
اون ۵۰ میلیون خرج کرد و شایعش همه
جا پخش شده
خواهرت خوشگل و معروفه ها
ولی چرا اینطوری شدی ؟
متاسفم اگر ناامید
کنندم
تا جایی که فهمیدی
اممم
یکم همینجا وایسا
بعد از اون آرونه رفت
داخل مغازه
خسته شدم کل روزو
دنبالشم
دوس پسرت خیلی خوشگله ها
خوشبحالت
این دوست پسرم نیس
وایسادن برای یک زن تا
لباس انتخاب کنه
ممکنه بقیه بد برداشت کنن
ولی میخوام بفهمم چه لباسی
میخواد بخره
بنظرم کاسپلی خدمتکاری
عالیه
نه شایدم یک چیز ورزشی؟
ولی خب مهم نیس
همین که بتونه باهاش درست تمرین
کنه کافیه
آرونه قراره از من چیزی
یاد بگیره ؟
این اولین بارمه
لطفا بهم یاد بده
استاد
نه این فکرای احمقانه چیههه
خیلی ممنون از خریدتون
لطفا دوباره برگردین
چرا داری سرتو میکوبی
تو دیوار ؟
من چیزی که میخواسمو
خریدم بزن بریم
این بده ؟
عههه استاد
قبول شد
نمیر استاد
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در sarrast.con :)