برده الف ها
قسمت دوم
مترجم : Godrax
فاک ـ اون احمقارو
بگیرید
الان دیگه
نوبت منه
تنفس عمیق به مانند کیرخر
ولی حس میکنم هنوز
قدرتم آماده نیس
دوباره
من بر میگردونمش
چه غلطی میکنی ؟
درست انجامش بده
اون پسره فقط داره
پز میده
همونطور که
از ژنرال انتظار
میرفت
اون موفق شد
بیلاخ
تونستیم وضعیتو عوض کنیم
هی تو الف . بازم میخوای
بجنگی؟
این یک مبارزه بی معنیه ...
اگر فقط یکم بلوف بزنم فرصت
فرار گیرم میاد
خون زیادی دادیم
بهتره هرکدوم مسیر خودمونو
بریم
اره اسلحه تو بنداز اونور
از دیدنت خوشحال شدم
دیگه بسه ... نمیخوام
بیشتر ازین فرار کنم
ازونجایی که تخلیه
شما طول کشید حدس میزدیم
اتفاقی افتاده باشه
یوشین گیلیارد
اونارو بنداز زمین
این شوالیه
هلن ووده
مبارز آردنا هم اینجاس
(توی قسمت قبلی اطلاعاتی از رییس جنگحو
داده شد که منظور از رییس جنگجو
همون مبارز آردنا عه
چرا آردنا اینجاس؟
ما قبلا با هم جنگیده بودیم
من پیروز شدم و آردنا
آسیب بدی دید
بخاطر همین عقب نشینی کرد
ولی چرا الان اینجاس؟
نه ، فک کنم بدونم
رییس ...
وقتی فهمیده که من گیر افتادم
به سمت اینور اومده
قدرت
ولی مهم نیس به چی فکر میکنم
من نمیتونم همرو نجات بدم
باید چیکار کنم؟
انقد مسخره نباش
یوشین
همونطور که گفتی ما زخمی
های زیادی دادیم درسته؟
بقیه رو خسته نکن و شمشیرتو
بنداز
اگر نمیخوای همه افرادت
بمیرن
لعنتی ... انتخاب دیگه ای ندارم
نمیدونم چرا ولی
صدای آردنا ترسناک تر بنظر میاد
اونو دوباره ببندید
تو پیروز شدی
الان توی موقعیت های جدایی
هستیم پس بهتره جایگاه خودتو
بدونی
اونا میخوان به قیمت خوبی بخرنت
و من ...
بالاخره داری خودتو
نشون میدی جنگجو
ولی خب به هرحال
هم خودت هم الف ها
به یک چیز فکر میکنین
تو باید برای کسایی که
شکستت دادن اهمیت قایل باشی درسته؟
اونو ببرین
چطوری به خودت جرعت میدی
اینطوری با من حرف بزنی
دنبالم بیا
اون
اینطوری نیس
در هر صورت
حرف هایی که آردنا زد واقع بینانه بود
وقتی داشت منو میبرد
فهمیدم
اونم مثل من فقط یک بازیچه داخل
جنگ های سیاسیه
رییس ما نجاتت
میدیم !!
خفه رو
تو کسی بودی که هینا رو
متقاعد کرد تا شورش رو شروع کنه
اره ؟
اممم
باید چه بلایی
سرت بیارم ها؟
تو راه فراری نداری
وایسا ما قبلن تسلیم شدیما
گوه نخور کیری
وایسا
متاسفانه هیچکی نمیتونه به
ایسانا کمک کنه
اگر کسی بخواد بره کمک ایسانا
اونا میکشنش
باید چیکار کنم؟
آیی زنتونو گاییدم
این ظالمانه نیس؟
بخوایم صادق باشیم
ازت خوشم میاد
چون خوشتیپی و بخاطر همین
دلم نمیاد ننتو بگام
فک کنم کار دیگه ای نمونده
نه نه !!
ایسانا
نمیتونم انجامش بدم
کجا
چی شد؟
انگ ؟
تکون نخور
بزار برم
تمومش کن
دهنتو ببند
لعنتی
منو ببخش ایسانا ولی
کار دیگه ای از دستم بر نمیاد
ببخشید ...
تمومش کن
همین الان
آردنا ؟
ما از مرز رد شدیم و اینجا
سرزمین خودمونه
پس لازم نیس که بکشیش
از وقتی که وارد این سرزمین
شن کار دیگه ای نمیتونن کنن
وظیفمون اینه که با موفقیت از مرز خارجشون کنیم
ولی تو کارتو
خوب انجام ندادی
داری تلاش میکنی
به یکی از اهدافمون
اسیب بزنی؟
میخوای قوانینو زیرپا بزاری؟
نمیفهمم چه اتفاقی داره میوفته
ولی آردنا ، ایسانا رو نجات داد
خیله خب فهمیدم
اخ
انگ دامنه بازرسی
از الان به بعد من شوالیه
ها رو تحت نظر دارم
مرخصید
داری به چی فکر میکنی آردنا
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در sarrast.com :)