قسمت ۴۶
ما برگشتیم
نکنه یکوقت با
هم دوست نشن؟
استاد برگشتی؟
اره
البته اینا بیشتر شبیه
دشمن خونین تا دوست
برده الف ها
مترجم : Godrax
قسمت ۴۶
هااااا
اوپا
خوب خوابیدی؟
هاااا؟
باو این موقع
صبح چطوری انرژی
داری؟
اوپا جون
برو اونور
اوپا خیلی نرمه
باو ولم کن
استاد من اماده برای
تمرینم
تو هم واقعا میخوای
بیای؟
یکم لباسا تنگن
چون مال ارونن؟
ببینم ازین مدل
لباسا دوست داری اره؟
کصکشه هول
نه
استاد
اونم
میخواد باهامون
بیاد؟
یعنی میخواد توی
کل تمرین انگار کنه
بچسبه بهمونننن؟
اوپا
بنظرت این لباسا
برای من بهترن
یا اون معمولیا؟
باو خجالت بکش
شرمو حیات کجا
رفته؟
این چه وضعشهههه
اون خیلی جوک
میگه نه؟
مگه اون فقط دانش
اموزت نبوده؟
پس چرا انقد میچسبه
بهت؟
ها؟
مشکلی داری؟
عهههه
خو وقتی میترسی
چرا اصن میخوای باهاش
رقابت کنی؟
اروم باشید
بقیه چیزارو کاری
نداررم
ولی الن یکی ازجنگجو
های برتر من بوده و خب
نقش دست راستمو داشته
هوم هوم
و اون میتونه بهت کمک
کنه مهارتت بیشتر تقویت
شن و خیلی مفیده برامون
چشم
شنیدی بچه؟
هااا
خب ارونه اماده
باش
اوپا من باید کجا
باشم؟
همونجا وایسا
دیگه
میخوام از نزدیک
ببینم
برو اونور
دمش وقتی تکون
میخوره یک صدای خیلی
عجیبی میده
نکن
انقد نچسب به استاد
استاد باید بهم
درس بده
عههه
هاااا
عااااح
گوشاشو خورد
خب شاید یکم
کمک کنه
نکن
بسهههه
عاااح
واقعا؟
گفتم تمومش کن
دممو ول کن تا
ولت کنم
اول تو ولم کن
آیییی
دممو ول کننن
برو اونور
هاااا
عجب وضعیتیه
عاااح
با این دوتا باید
چیکار کنم خدا
میدونه
آیییی
قراره خیلی سختی
بکشم
ادامه دارد !
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در Sarrast.com :)