قسمت 61
عه!
میونگ وون؟!
داشتم میزدم
ولی هرکاری میکردم
ابم نمیومد
خب بزن و برو
هاااا؟!
میلف پولدار
و پسر دولدار
الان..
رفت تو حموم؟
ولی مامانم
که هنوز حمومه
اونم لخت
یعنی الان
پیش همن؟
آخه بیرونم نمیاد
فکرنکنم از عمد
رفته باشه
حتما نمیدونسته
و الان میزنه بیرون
عه ببخشید
من چیزی ندیدم
پس چرا..
دیگه نمیاد
بیرون؟
بابا همین طبقه
پایینه ها
بابا ممکنه مشکوک بشه
اونوقت برا خودش
بد میشه
یعنی بزنم
و بعد برم؟!
واقعا میتونم؟؟
آره دیگه بزن
نه اینجوری
نمیشه ک!
ععع!!
نمیشه
اینکارو کنی
چرا نمیشه؟
این همه مدت
تحمل میکردم
میدونم به توهم
سخت گذشته
ببین نوک ممه هات
چه سفت شده
و این پایین
چه خیسه
آهه
انقدر که داره
ازش میچکه
نه احمق
چون تازه
دوش گرفتم
باشه تو
راست میگی
قول میدم زیاد
طول نکشه
خوبه شوهرم
همین پایینه ها
خب درو قفل میکنیم
بعدشم رئیس
زیاد بالا نمیاد
قولم که دادم
سریع تموم شه
بیا دیگ
یه سلامی
بهش کن
سلام؟!
مگه داری با
بچه حرف میزنی؟
واقعا رومخی
نمیتونم نه
بهش بگم
ولی خیلیم میترسم
ترس از اینکه
شوهرم بکشتش
ولی نمیتونمم
جلوی خودمو بگیرم
لامصب
خیلی خوبه
همون طعم همیشگی
دلم براش تنگ
شده بود
هومم
هومم
بدنم داره
واکنش نشون میده
از بس خوبه
دهنتو نمیشه
دست کم گرفت
عالی ساک
میزنی
پووآاه!
ععع!!
شت! ببخشید
یهو اومد
خیلی بی خبر
اشکال نداره
زیادم بدم نیومد
درواقع بیشتر
خوشم اومد
هیجان زده شدم
از شدت هیجان
کلی خیس کردم
به حدی که میخوام
همین الان بکنه توم
حدس زدم
دارن انجامش میدن
وقتی اینجوری میبینمت
بیشتر حشری میشم
برگرد که میخوام
بکنمش توت
عااههه
الان میکنمش
عااحح
کردش توم!
عااااح
همون لذتی
که میخواستم
عاشقشم
عاشق این حسم
چه خشنم
انجامش میدن
باید برم حواسم
به بابا باشه
خیلی خوب میکنه
دوست دارم
اینجوری گاییده بشم
من باز ابم
داره میاد
چی؟!
به این زودی؟؟
فاکک
اوومد!
نهه!
هاههه
دیدی سر قولم موندم
حیف شد
کاش بیشتر
ادامه داشت
من میرم
ولی من..
بیشتر میخوام
تموم کردن؟ چه زود
لااقل قبل اینکه بزنی بیرون
لباستو میپوشیدی
اینجا چیکار
میکنی؟
از کسی
جاسوسی میکنی؟
عه بابا! ترسوندیم
از من ترسید؟!
یا از...
منو گول نزن دختر
عه
ای وای چه
بدموقع اومد
این...
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com