میلف پولدار و پسر دولدار قسمت ۴۵ از ۶۶۱۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵
عووق
بسه!
دیوونه‌ی روانی
نمیتونستم نفس بکشم!
برگرد
دراز بکش!
چی؟
تازه داره ماجرا
جدی میشه!
این داداش کوچولوم
هنوز آروم نگرفته
قرار نیست حالا حالاها
از این اتاق بری بیرون!
میلف پولدار
و پسر دولدار
اونا...
کی کارشون
تموم میشه؟
این همه سکس
براشون مشکلی
پیش نمیاره؟
هااع
هاا!
بی نظیره!
هاا!
میونگ وون
آرومتر!
جدی؟
حرومزاده!
اولش چون کارش تو
سکس خوب بود میخواستمش
ولی هر چی میگذره
دارم عاشقش میشم
بیشتر!
جرم بده!
هاااع
دوباره دارم
ارگاسم میشم!
مغزم دیگه
رد داده!
چطوری اینقدر دقیق
کله کیرشُ هر بار میزنه
به نقطه‌ی جی؟
چرا نوک ممه‌هات
سفت شده؟
اونجوری
نکششون...
نه!
دیگه نمیتونم!
عاه!
هااا!
عووم
هااع
هاااع
واو... چقدر آب
از کصت زد بیرون
بدنتم میلرزه
خیلی حشریم
کردی...
خفه شو...
همش تقصیر
خودته...
این پسره‌ی
حرومزاده‌ی مغرور...
دوست دارم یه
کتک حسابی بزنمش
اینجوری که
دیدمت...
دلم خواست یه
بار دیگه ارضات کنم
فکر کنم کم کم
بتونیم جمعش کنیم...
چرا اونُ گرفتی
تو دستت؟
الان دیگه سوراخ
کونتم گشاد شده...
نمیخوای همزمان از دوتا
سوراخ گاییده شی؟
ولی بدنت الان
خیلی حساسه
سعی کن از
هوش نری ، باشه؟
بریم تو کارش
نمیتونم بهت
نه بگم منحرف!
اینم از کیر!
آااه!
هر دوتا
رو کردی توم!
خبر خوب اینه که
هنوز کلی انرژی دارم
چرا به من میگی؟
یعنی میخواد از
قبلم خشن تر باشه؟
عاااه
چطوره؟
اینجوری اون ویبراتور
تو کونم اثرش بیشتر شده
یعنی کصت
مشکلی نداره؟
نه...
پس آروم آروم
تا ته میکنمش توت
عووم!
آروم
باشه؟
بدجور کصت
تنگ شده
اوه خدا...
جلوی چشمم
دارن لخت لخت
سکس میکنن
تحمل این همه
رو دیگه ندارم!
بازم دارم ارضا
میشم، بس کن!
منم دیگه داره
آبم میاد!
داره میاد!
هاا!
عووه
هوووع
عاه
عاه
هااع
هااع
لعنتی، بازم اینقدر
آب تو بدنم بود؟
زمین خیس
خیس شده
اگه میدونستم خودم
باید همه چی رو بشورم
عمراً سکس میکردم
کیر توش ولی
این کیرم حتی بعد این
همه سکس بازم
ارضا نشده!
دلم سکس میخواد!
دلم کص میخواد!
حشریت به این میگن؟
اگه هانا نرفته
بود سر کار...
پاهام هنوز
میلرزه...
این پسر
انرژیش تمومی نداره
حتی اسبم جلوش
کم میاره
اگه مجبور نبودم
برم سر کار
چند بار دیگه
سکس میکردیم ،نه؟
منحرف دیوث
رفتن!؟
یه چیز.‌.
خارق‌العاده دیدم!
قطعاً سطح کارمُ
میبره بالا!
خیلی...
به درد کارم
میخوره!
فکر کنم تمام
چیزی رو که دیدم
بتونم تو کارم
استفاده کنم...
حتی صدای ناله‌ها
و حرفای کثیفشون!
اول باید رو خودم
امتحانش کنم...
بعد تو کار بیارمش...
خیلی خجالت
میکشم...
حتی گفتنشم
یه جوریم میکنه!
تمرکز کن سئو
دوباره!
آروم باش
تو میتونی
من نمیتونم
تحملش کنم...
بعد پسره گفت:
هر چی انرژی تو وجودمه
رو استفاده میکنم تا کصت
پاره پوره شه!
پاره پوره شه..
خیلی
زشته!
حاضرم
یکم کونتُ
بیار بالاتر!
اینجوری؟
عالیه
اینجوری پسره
میتونه کص و کونمُ
کامل ببینه
چطور میتونم
همچین کاری کنم؟
دیده بودم بعضی از
زنا خودشون کصشونُ
باز میکنن...
خیلی زشته
حس میکنم از
خجالت دارم میمیرم!
ها؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 44 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 45

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی میلف پولدار و پسر دولدار
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت