میلف پولدار و پسر دولدار قسمت ۲۷ از ۶۶۱۲ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲
گفتم ولم کن!
هه...
ها..؟
خانوم...
اون
اینجا...
چیکار میکنه؟
میلف پولدار
و پسر دولدار
شما دارین
چیکار میکنین؟
ما...
این...
ماساژم میداد...
ماساژ؟
آره...
بدنش گرفته بود
ازم خواست
ماساژش بدم
یکم زیادی
فشار میداد
واسه همین
ناله میکردم
فکر کنم
زیادی داد زدم
جدی؟
پس اون صداها
واسه این بود
صدامونُ شنید!!!
فکر کنم دفعه دیگه
باید کمتر فشارش بدم
مادرزادی قویم
تو هم باید
امتحانش کنی
خانوم
ماساژور
حرفه‌ایم
اوه خدا...
دیوونه شده؟
جلوی هانا باهام
لاس میزنه
من نیازی ندارم
تو به هانا برس
راستی، چرا اینجا
اومدی مامان؟
همم؟
معمولاً نمیای
اتاق من
نگران شدم...
ترسیدم ازش
زیادی کار بکشی
چرا باید
همچین کاری کنم؟
ولی کردی...
اگه کسی بخواد ازش
سوءاستفاده کنه
اون باباست
درسته؟
سلام یون میونگ وون
رییس صدام کرده
نرو، حتماً ازت
یه کار عجیب
غریب میخواد
درست میگه
نرو...
مگه میشه؟
رییسمه‌ها
میبینمتون
شخصیت خوبی داره
قلبشم پاکه و بنظر
نمیاد کلاهبردار باشه
راحت میشه
ازش کار کشید
هرچند به عنوان
یه مرد نمیشه
بهش تکیه کرد
جدی؟
فکر نکنم اونقدر
هم بد باشه
زمانبندیش
عالی بود
اصلن نمیدونستم
چجوری از اون
وضع در برم
انتظار نداشتم
خانوم اونجا باشه
خداروشکر
هانا خرش کرد
اگه دردت گرفت
داد بزن
یه لحظه
گرخیدم
در قفل نبود
اگه حین عملیات
گیرمون مینداخت...
همم؟
وایسا ببینم
خانوم...
گفت صدای
ناله ‌شنیده
پس
یعنی...
واقعاً درُ باز نکرده بود!؟
اگه من بودم حداقل
یه نگاهی مینداختم
چجوری بعد از شنیدن
اون صداها درُ باز نکرد؟
شاید میدونسته و داشت
فیلم بازی میکرد؟
اگه اینجوری باشه دیگه راحت
میتونم هنا رو بگام
شاید بتونم با جفتشون
تریسام بزنم!؟
هوراااا....
من مریض
روانیم...
تو همچین وضع خطیری گیر کردم
و بازم به فکر کص کردنم
بیدارشو مینوگ وون
چیکار میکنی!؟
منو صدا
کردی رییس؟
میونگ وون
عزیزمون اومد
هوهوهوهو...
هع...!؟
این کارا واقعاً
شیطانین
حس بدی به
این قضیه دارم
فاک، حس میکنم
دارم میمیرم
پیرمرد خرفت، باید یه
قانون باشه که بیش از
اندازه ازم کار نکشن
اگه میدونستم اینجوری میشه
به حرف هانا گوش میدادم
کل آشغالای محله
رو جمع کن بیار اینجا
کل محله رو؟
لطفاً استخرُ تمیز کن
تنهایی استخر به
این بزرگی رو تمیز کنم؟
دیزاین اتاقا
رو عوض کن
خب زنگ بزن
شرکت نظافت
۲ ساعت بعد...
بالاخره تموم
شد...
برگردونشون
مثل قبل
مگه واسه اینکارا
امتیاز نمیگیری؟
پولت بیشتر
میشه‌ها
مرتیکه‌ی
کصکش
اگه نمیخوای
استعفا بده
من خیلی خرپولم
یکم میدم بهت، برو
فکر کردی میتونی
فراریم بدی
حتی اگه منو بکشی
اینجا میمونم
وایستا نشونت میدم
پیرمرد
همین یه اتاق ارزشش
چند برابر آپارتمانمه
نمیتونی
بیرونم کنی
دنبال
دعواست!؟
دنبال من
میگشتی!؟
بیا یه
شات بزن
چی؟
دمش گرم
یه عضو جدید به خونه‌مون
اضافه شده پس باید
جشن بگیریم
بعد از اونهمه
کار داری با یه
آبنبات خرم میکنی؟
کیرم دهنت
رنگشو ببین
بسلامتی
بسلامتی
واو، عجب چیزیه
مشروب گرون یه
چیز دیگه‌ست
مزه‌ش بهشتیه
خرپولا چه حالی میکنن
بار مشروب خودشونُ دارن
بابا بازم
صداش کرده؟
اونُ مال
خودش کرده
اعصابم کیری شد
گفت کارشون مردونه‌ست
حق نداریم مزاحمشون بشیم
اینبار چه
نقشه‌ای براش داره؟
میخواد ببینه تحمل
مشروب خوردنش چقدره؟
این دیگه چجور
بچه بازی‌ایه، انگار
دامادشه
احتمالاً نقشه‌ش
همینه
بابا اونقدرام
مشروب نمیخوره
پس با مشروب خوردن
میتونی داماد انتخاب کنی؟
احتمالاً
از قدیم میگن
مستی و راستی
بیا یه شات
دیگه بزن
واسه خودتم بریز آقا
جدی؟
کل روز از بابا
عصبانی بودم...
ولی الان خیلی خوشحالم
معلوم شد داره داماد
آینده‌شو انتخاب میکنه
جدی؟
آره...
خوابم برد؟
ولی...
چرا پیش
خانومم؟
چرا تو یه
تختیم؟
کاملنم لختم
اینجا چه خبره!؟
اوه
رییس!؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 26 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 27

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی میلف پولدار و پسر دولدار
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت