میلف پولدار و پسر دولدار قسمت ۳۹ از ۶۶۱۴ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴
اینجا...
چه خبره...!؟؟
میلف پولدار
و پسر دولدار
اینکارو نکن
میونگ‌وون
خودت دیدی
که چی شد
مردیکه به
من دست زده بود
هر دوتا دستاشُ
شکوندن
برام مهم نیست
حالا که به اینجا
رسیده،تا تهش
میرم...
تو که میدونی
شورهم چقدر خطرناکه
چرا اینکارو میکنی؟
اون فرق داره
منم میخواستم باهات
سکس کنم ولی نه
تو خونه‌ی خودم
فقط باید یکم...
بیشتر مراقب
باشیم، همین
کاری کردم رییس...
اینقدر مشروب بخوره
تا بیهوش شه
درضمن، این اتاق
از اتاق شما خیلی دوره
درم قفل کردم
ولی...
هیچ جایی به اندازه‌ی
خونه‌ی خودت حشریت
نمیکنه، نه؟
از این حرفا نزن
امروز حس
بدی دارم
اتفاقی که صبح
افتاد هنوز جلوی
چشممه
نگران نباش
جوری میکنمت که
همه چی رو فراموش کنی
وایسا
میونگ‌وون
یهو همه‌شُ نکن تو
آروم آروم
باشه؟
آروم
نمیخوام
چی؟
تو هیچوقت...
به حرفم
گوش نمیدی
حتی نمیفهمی
کیرت اینقدر کلفته
که دردم میگیره
واقعاً...
وقتی تا ته میکنم
توت ، کصت خیلی
تنگ میشه
عالیه...
میخوام تک تک
تلمبه‌هامُ حس کنی
آه!؟
ناله‌ت زیادی
بلند نبود؟
اگه رییس پشت
در بود میخواستی
چیکار کنی؟ هه هه
عشقم!!
آه...
عشقم؟
نه، نمیشه!
امکان نداره
من در قفل کردم
فکر میکردم
زیادی شکاک شدم
کاری میکنم از
به دنیا اومدنت
پشیمون شی
خواجه: کسی که
توانایی بچه‌دار شدن ندارد
خواجه‌ت میکنم
مرتیکه
عشقم!
رییس
یکم‌آروم باش
نه...
نکن!
نکن....
لطفاً
نه!!!
فقط یه...
خواب
بود؟
ها!
چی؟
چی شده؟
هنوز خوابم؟
ترسوندیم...
خواب نمیبینم!
آخ
اوخ
پس...
تو...
چیکار داری
میکنی؟
چرا اومدی
تو اتاقم؟
داشت کیرمُ
میخورد؟
ها؟
وقتی میترسی
جذاب میشی
شاید چون نصفه شبه
درست نمیتونم فکر کنم
هه هه
وایسا!
فقط میخواستم ببینمت
و برم ولی دیدم شورت
پات نیست...
کیرتم شق شده بود...
چرا شورت پام
نبود بی پدر؟
وقتی کیرتُ اونجوری
دیدم یاد اون روز افتادم...
همینکه خواستم
یکم‌ مزه‌ش کنم
بیدار شدی
از اونروز کلی
تمرین کردم
تمرین؟
چه تمرینی!؟
تمرین سکس
ها...؟
چی میگی؟
میونگ‌وون اوپا
پول دوست داری؟
هانا میگفت تو
پولُ حتی از جونتم
بیشتر دوست داری
حتی حاضری روحتُ
بخاطر پول بفروشی
کیه که عاشق
پول نباشه؟
پس...
میخوای یه
رابطه‌ی...
مخفی با من
داشته باشی؟
چی؟
اگه قبول کنی یه سال
با من رابطه‌ی مخفیانه داشته
باشی منم گرون‌ترین جواهری
که دارمُ میدمش به تو
انگار خیلی از
تو خوشش میاد
پس دارم بهت هشدار میدم
حتی اگه خودش اومد
سراغت تو حق نداری
بهش دست بزنی، فهمیدی؟
اگه دست بزنم چی؟
پدرم میکشتت
و جسدتُ هیچکس
پیدا نمیکنه
نظرت؟
وقتی میونگ‌وون و
می‌یین داشتن این گفت
و گوی مخفیانه رو انجام میدادن
چرا لباستُ
در آوردی؟
اصلن خبر نداشتن
یکی دیگه هم تو
اتاقه
سئو‌یین، دختر
دوم خونواده...
زیر تخت قایم شده بود
ادامه دارد...
پایان

قسمت 38 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 39

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی میلف پولدار و پسر دولدار
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت