از محبت کیرها شق میشوند قسمت ۳۶ از ۶۷۱۹۰ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱ صفحه‌ی ۱۴۲ صفحه‌ی ۱۴۳ صفحه‌ی ۱۴۴ صفحه‌ی ۱۴۵ صفحه‌ی ۱۴۶ صفحه‌ی ۱۴۷ صفحه‌ی ۱۴۸ صفحه‌ی ۱۴۹ صفحه‌ی ۱۵۰ صفحه‌ی ۱۵۱ صفحه‌ی ۱۵۲ صفحه‌ی ۱۵۳ صفحه‌ی ۱۵۴ صفحه‌ی ۱۵۵ صفحه‌ی ۱۵۶ صفحه‌ی ۱۵۷ صفحه‌ی ۱۵۸ صفحه‌ی ۱۵۹ صفحه‌ی ۱۶۰ صفحه‌ی ۱۶۱ صفحه‌ی ۱۶۲ صفحه‌ی ۱۶۳ صفحه‌ی ۱۶۴ صفحه‌ی ۱۶۵ صفحه‌ی ۱۶۶ صفحه‌ی ۱۶۷ صفحه‌ی ۱۶۸ صفحه‌ی ۱۶۹ صفحه‌ی ۱۷۰ صفحه‌ی ۱۷۱ صفحه‌ی ۱۷۲ صفحه‌ی ۱۷۳ صفحه‌ی ۱۷۴ صفحه‌ی ۱۷۵ صفحه‌ی ۱۷۶ صفحه‌ی ۱۷۷ صفحه‌ی ۱۷۸ صفحه‌ی ۱۷۹ صفحه‌ی ۱۸۰ صفحه‌ی ۱۸۱ صفحه‌ی ۱۸۲ صفحه‌ی ۱۸۳ صفحه‌ی ۱۸۴ صفحه‌ی ۱۸۵ صفحه‌ی ۱۸۶ صفحه‌ی ۱۸۷ صفحه‌ی ۱۸۸ صفحه‌ی ۱۸۹ صفحه‌ی ۱۹۰
قسمت 36
زمان گذشت ...
دیگه زمستون شده بود
فیت
نیاز نیست حتما
کمک کنی ...
چون خودم میخوام
اینکارو انجام میدم...
ممنون خانوم...
ولی بازم ...
نمیتونم بزارم کمک کنی
خ خانوم...؟
همه حواسشون
به من باشه
دلم نمیخواد اینو
بگم ولی ...
منم میخوام یه روز
خوبی رو داشت باشم.
هرچیزی که تو این خونه هست.
هر نوشیدنی که تو
یخچاله رو میتونید بخورید
باشه؟
بنظرت انجامش بدم؟
یا خودت میخوای انجام بدی؟
تریستین
بهت گفتم که من
کاری نمیکنم
خب از همه کسایی که همیشه
به ما باور داشتن ممنونم
فکر کنم چیزی زیادی برای
گفتن ندارم...
اینا همش بخاطر این
بود که منو و تریستین
واقعا باهوشیم!
تنها کاری که ما کردیم
این بود که از بقیه یکم
بهتر بودیم مگه نه؟
امید
فیت نمیتونست کمک
کنه ولی بهش فکر میکرد.
اون روز ...
وقتی تریستین از
پشت بغلش کرد.
بهش گفت که میتونن
با هم دیگه برن ...
اون میدونست
واقعیت برای همیچین معجزه ای
بیش از حد تلخ بود
امید فقط یه کلمه
نا آشنا بود
اون از حرفایی که برادرش
بهش میزد ممنون بود.
با اینکه
میشه...
منم کمک کنم؟
اون نمیتونست کمک کنه
ولی میتونست امیدش رو
زنده نگه داره.
بخاطر اینکه اون تریستینه
آدمی که حرفاش و رفتارش
بزرگتر از چیزیه که نشون میده
اون برادر کوچیکترش بود
بابت اون هم ببخشید.
چیییی!
هرچی گفت رو ول کن
من صحبتو شروع میکنم.
اول از همه ممنون که
همتون اومدین ...
میخوام از همه تشکر کنم
برای اولین بار
برای مدت طولانی...
فیت پشیمون نشد ...
همیشه امید داشت.
AH CHOO!
این زمستون خیلی برف اومده
برف؟
ترجیح میدم
داخل بمونم
تو خیلی بیخیالی
زنا عاشق اینجور
چیزان
عاشق چیزای رمانتیکیم
تو خیلی سنگدلی احمق
اگه بلد نیستی
فقط دهنتو ببند
قراره سرما بخوری
نمیفهمم از چیش انقد
خوشت میاد ...
ببینم بقیه دارن یخ میزنن
ولی تو خونه نرمو گرمم
خب فکر کنم
خیلی خوبه که
یجورایی باحاله
هنری.
ها؟
بیا میخوام انجامش بدیم
هاااا! چرا
انقد یهویی؟
چون که زیرا
LICK
تو حشریم میکنی
اون زمستون
خیلی سرد بود
و دندوناشون از
سرما میلرزید
همه چنتا لباس میپوشیدن
یه زمستون خیلی سرد
اما فیت حس میکرد
خیلی گرمه...
گرمای مردم
خیلی آرامش بخش بود
پس برای فیت
این زمستون
گرم ترینش بود
که تا الان تجربه کرده بود
میشه بازم بخورم؟
تو ...
بهت گفتم که زیاد نخور
عوووق ...
چرا انقد زیاد خوردی؟
مگه میشه نخورم؟
خفه شو
منظورت چیه؟
چطور میتونم نخورم
وقتی همه انقد خوشحالن...
مامان مگان ...
حتی بچهای شهر...
فیت پدربزرگت
حتی تو
اینکه تو همچین روز خوبی
مست کنم کار بدیه؟
احتمالا به این فکر نکردی
که بعد از رفتنت چطوری
باید همجارو تمیز کنم
هه هه هه احتمالا
زمان گذشت ...
دیگه زمستون شده بود
فیت
نیاز نیست حتما
کمک کنی...
چون خودم میخوام
اینکارو انجام میدم...
ممنون خانوم...
ولی بازم...
نمیتونم بزارم کمک کنی
خ خانوم...؟
همه حواسشون
به من باشه
دلم نمیخواد اینو
بگم ولی ...
منم میخوام یه روز
خوبی داشته باشم.
هر نوشیدنی که تو
بخچاله رو میتونید بخورید
هرچیزی که تو خونه هست
باشه؟
بنظرت انجامس بدم
یا خودت انجامش میدی؟
تریستین
بهت گفتم که
من کاری نمیکنم
خب از همه کسایی که همیشه
به ما باور داشتن ممنونم
فکر کنم چیز زیادی برای
گفتن ندارم...
اینا همش بخاطر این
بود که منو تریستین
واقعا باهوشیم!
تنها کاری که کردیم
این بود که از بقیه
یکم بهتر بودیم مگه نه؟
امید
فیت نمیتونست کمک کنه
ولی بهش فکر میکرد
اون روز ...
ها ...
آسمون خیلی خوشگله
پس
تصمیم گرفتی؟
ها؟
کمک کن
درس بخونم
بهت یه قولی دادم
رایگان؟
در ازای اینکه بهم یاد
بدی چطور درس بخونم میتونی یه
ارزو بکنی
هنوزم اونو یادته؟
فقط بگو
هیچ وقت این
فرصتو پیدا نمیکنی.
!UGH
تو گفتی هرچی درسته؟
تا وقتی که چیزی
باشه که بتونم انجام بدم
پس ...
پایان

قسمت 36 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 37

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی از محبت کیرها شق میشوند
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت