انتقام جق هایی که زدم قسمت ۶۱ از ۸۰۴۱ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱
قسمت 61
این چی بود؟
اولین؟
این چه معنی ای میده؟
ناری...
انتقام جق هایی که زدم
ترجمه اختصاصی تیم سرراست
GERALT
شما ها چیکار کردین؟
بدتر از اون کاریه که دیروز انجام دادی؟
تو همه شبو با سوهیون بودی؟
ناری
میتونم توضیح بدم...
به من راستشو بگید
درمورد چی حرف میزدید و کجا بودید؟
ساحل بودیم.
سوهیون...!
چیزی نیست که نگرانش باشی.
من تا حالا صدف سوخاری
نخورده بودم برا همین منو برد
اونجا
درسته
جی هان؟
اه؟
راستشو میگه؟
اه...اره من میخواستم به تو زنگ بزنم
ولی خیلی دیر شده حالا و تو خیلی خسته بنظر میای.
هاها...
تو باید حداقل بهم پیام میدادی!
ببخشید...
دیگه تکرارش نمیکنم...
فیوو
از زیرش در رفتم اینبارو...
ولی نمیتونم همچنان اینو ادامه بدم...
چیکار باید بکنم؟
جییز!
چرا صورتت این شکلیه؟
فکر کردم رفتی خونه!!
میخوای برم؟
نه...منظورم اینه یکم خسته ام.
هاها...
نه!
کی میدونه که شاید ول کنی بری دوباره؟!
همینجا بخواب!
الان اون داره حسودی میکنه؟
حسودیه ناری...
این جالبه.
ولی الان...
بخاطر کاری که کردم...
راحت نیستم که به صورتش نگاه کنم.
کجا میری دوباره؟
جایی نمیرم فقط میخوام دوش بگیرم.
من از صورته سوهیون فهمیدم که یچیزی بین اینا پیش اومده...
به من نگو...!
ولی!
دونستن اینکه قبلا هم باهم خوب بودن حس عجیبی بهم میده!
باید یکاری بکنم قبل از اینکه اونو ازم بگیره...
بزار فکر کنم...
جی هان چی دوست داره...؟
روز بعد...
اون یهو کصمو گرفت وقتی فیلم میدیدیم...
بیا اینو بخریم بنظر میاد خوب بهت میاد!
بزارش زمین ای احمق!!
برام لباس زیر خریده با اینکه گفتم نه...
فهمیدم که چی دوست داره...
ولی باید واقعا انقد جلو برم...؟
واضحه...
که مردم میخوان به کسی که عاشقشن بدن.
من خیلی عوضیم...
من خیلی بی مسئولیتم!!
چرا همیچین کاری رو بدون فکر کردن انجام دادم!
شیش...باید انتخاب کنم بین ناری یا سوهیون...
ولی از جفتشون خوشم میاد...
و باید دوباره با ناری روبه رو بشم...
باید چیکار کنم؟
آقا...
از این حوله استفاده کن.
پایان

قسمت 61 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 62

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی انتقام جق هایی که زدم
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت