قسمت 10
انتقام جق هایی که زدم
هااا...
قطعا....
انگشتم بهت حال داد
انتقام جق هایی که زدم
ترجمه ی اختصاصی سایت سرراست
GERALT
وای...چو شی...
داخلش....نسبت به دیروز...
متفاوته...
خیلی تنگ تره...
آه...
درد داره!
جی هان
بس کن
باید قبل از اینکه بدتر
بشه جلوشو بگیرم...
بس کن!!!
آدم اشتباهی رو گرفتی
من چو شی نیستم!!
لطفا
بس کن...!
تا الان ساکت بودی
اولین حرفی که از دهنت در میاد
باید این باشه؟!؟!
دروغ نگوووو!
جدی میگم...
من اون نیستم...
چرا به حرفام گوش نمیدی؟
دیوونه ای؟!
اگه به دروغ گفتن ادامه بدی
اونوقت...
بهت یه درسی میدم
که یادت نره....
چه خوبههه
به تو هم خوش میگذره
نه؟
لعنتی...
چرا این داره
سر من میاد...
اولش خیلی درد داشت...
ولی الان
هیچ دردی حس نمیکنم...
انگار هر لحظه دارم
تحریک میشم...
وای وای
چو شی...
دارم ارضا میشم!!!
هااااا
خوشت اومد؟
بهت خوش گذشت نه؟
ایییییی
ممممم...
داری...
داری گریه میکنی؟
چرا گریه میکنی؟
خوشت نیومد...؟
برو گمشو بیرون!!!
اومدی وکاریو که خواستی رو
انجام دادی
حالا گمشو بیرون!
چو شی
واقعا متاسفم
فک کنم زیادی نوشیدنی خوردم
و کنترلمو از
دست دادم...
وااااا...
وااااه...
اوه...خدای من....
باورم نمیشه اون حرومزاده اینکارو باهام کرد!
ولی...چرا خوشم اومد؟
خیلی متاسفام...
چو شی!
ادامه دارد...