انتقام جق هاییکه زدم
قسمت 33
باید دیوونه شده باشم ...
نباید با این پسره درگیر میشدم...
ولی انتخابی ندارم...
آه!
نمیزارم کسی ازم
بگیرتش!
بووووس!
انتقام جق هایی که زدم
ترجمه ی اختصاصی سایت سرراست
GERALT
آه!
چیکار میکنی...؟
مگه خوناشامی؟!
نه این کافی
نیست
اوووم!
اوه...
اینو از کجا یاد گرفتی؟
احتمالا از تجارب
دوران دبیرستان .نه؟
اووووف!
مضخرف...
تو اولین نفر منی احمق!
وای...آبم داره میاد!
توش بریزم اوکیه؟!
صب کن...
ها...!
اووووه!
آی...
هااا...
هههااااا!
مممم...
تشنمه...
پشمام!
چرا پشمات ریخت؟
چی...؟
اینجا چیکار میکنی...؟
کجا بودی؟
جی هان هم دیشب خونه نیومد
احتمالا باهاش نبودی؟
آره
چی؟
باهم...
چیکار کردین...؟
به تو ربطی نداره
چرا بهت بگم؟
بچه نباش!
چون تظاهر کردم نمیشناسمت
ناراحت شدی؟
چی؟
میدونی تو اون
شرایط نمیتونستم
یادت نی؟
قرار بود مخشو بزنم تا تو
ازش سود ببری!
دیگه نیاز ندارم
فراموشش کن!
نمیدونم چی نظرتو عوض کرده
ولی...
میرم دوش
بگیرم
سلیطه...
ناری...
به چی داره فکر میکنه...؟!
قراره تو راه من سبز بشه...؟
ببخشید دیر کردم
خیلی صبر کردی؟
یه ذره؟
توی دیت اولمون دیر کردی...
شرمنده
دیشب خوب نخوابیدم...
سعی کردم سریع آماده شم
ولی خب دیر کردم
هه هه...
عا؟چرا اینجور
بهم زل زدی؟
ناری...دختره ی جنده...
داری بازی در میاری؟!
هایمی
ناراحت نشو-
برای معذرت خواهی...
بهت یه قفیلم نشون میدم
و ظرفا هم میشورم...
جی هان
یه چیزی برات اماده کردم...
با من بیا
ادامه دارد...