انتقام جق هایی که زدم قسمت ۳ از ۸۰۴۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰
شنیدم صاحبخونه جدید اومده.
اومدم تا خودمو معرفی کنم!
البته دست خالی نیومدم
براتون یه هدیه
ی خوشامد گویی
اوردم:)
این همونه که تو اپارتمان زندگی میکنه؟
انتقام جق هایی که زدم
ترجمه ی اختصاصی سایت سرراست
GERALT
خب من باید برم
از غذا لذت ببرید
صبر کنید!
اهم اهم...
اگر یه وقت برای اجاره ی ماه نگران هستین
نگران نباشید...
سخت نگیرید!
احمق...داری جدی میگی...
واقعا که...
فکر میکنی اون دختره منم؟!
آخه اون کیه؟!!
کمترین کاریه که میتونم کنم
از اونجایی که شما ...
این غذای خوشمزه رو برام
اوردین
شما خیلی مهربون
هستید...
آجاره؟
چرا یه دفعه اینو بهم گفت؟
لباسم خیلی بدن نماست...
واو...
اگه نگران اجاره ی این ماه
هستین...
دیگه نگرانش نباشید...:)
وای...
یارو داره به چیزای
عجیب و غریبی فکر میکنه...؟!
اصن داستانش چی بود؟
دختره داف بود!
هی چت شده!؟
چی؟
چرا اینقدر خوشحالی؟
مستاجرم اومده بود.
داشتم باهاش صحبت میکردم
عه؟
عالی شد!
باید از من قدردانی کنی
احمقو...
قضیه رو اشتباه گرفته
ولی حس میکنم دختره رو
یه جای دیگه
دیده بودم
مرسی که منو
رسوندی خونه ددی!
همچنین
برای کادو ها
یه لحظه صثبر کن
بیا اینو بگیر
ها؟
این چیه؟
اینا شکلات دست سازن
اینو که دیدم یاد تو افتادم و برات خریدم
توی مسافرت کاری چشمم
به ویترین یه مغازه افتاد
و اینو دیدم!
من خیلی چیزای شیرین دوست ندارم
ولی اینا به نظر
خوش مزه میان
داشتم به این فکر میکردم که
یه سر بیام خونتون
و یکم بمونم:)))
ددی من که بهت گفتم
ما نمیتونیم اینکارو کنیم!
چرا میخوای بیای تو اتاقی که من
توش تنهام؟!
یکم شک برانگیزه وقتی بهش
فکر میکنم!
اوه نه!
منظورم اون نبووود!
آها...
باشه._.
بعدا میبینمت...
هی صبر کن...!
وززززز...
هی ریچ ددی
چطوری؟
آره.
مرسی بابت هدیه...
کی میتونیم همو دوباره ببینیم؟
یادم اومد
همون سلیطه ای که مردای
هول رو تیغ میزنه!
هی...
صبر کن ببینم؟
ددی
وسایل جدید داخل سایت
رو دیدی؟
یه کیف توش داره
که من خیلی ازش
خوشم اومده
اممم...خب...
واکنشت عجیبه
نگو که نمیخوای برام بخریش؟!
من دوست دختر دارم قشنگم...
چی؟!
تو گفتی ازم خوشت اومده
و من تنها داف دورت بودم!!
ازت که خوشم میاد
ولی تو فقط برای پولم زیرم میای...
دیگه هم نمیخوام ازت خبری بشنوم...
دیگه بهم زنگ نزن
برو دنبال یه جیب پر پول دیگه بگرد
چیییی؟!
ددی جون؟!
ددیییی؟!!!!
پس کیفم چی میشه؟!
میتونستی قبل کات کردنت اون کیفو
برام بگیری!
این کیف از اون کمیاب هاس
اگه سریع نگیرمش تموم میشه...
چیکار کنم...
صاحب آپارتمان!!!
اگه منو این سری دنبال کنی
اخرین قدم هات رو برداشتی!
ولی...
ولی چی؟!
منو دنبال نکن!!!
وای نزدیک بودا!
قراره دردسرهایی دشته باشم
سر این پسره...
در اتاق تیغ زنه باز شد...
چرا سلیطه برگشت؟
ها؟!
کیه کیه در میزنه؟
اوه ...
چیزی شده؟
حقیقتا زورم نرسید
در اینو باز کنم
میشه واسم بازش کنی؟
وای اینو ببین!
ادامه دارد...
قسمت سوم
پایان

قسمت 3 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 4

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی انتقام جق هایی که زدم
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت