قسمت 57
هاه...؟
تو دیگه کدوم خری هستی؟!
من...؟
من دوست پسرشم!
انتقام جق هایی که زدم
ترجمه اختصاصی تیم سرراست
GERALT
چی؟
دوست پسر؟
اره...
پس گمشو!
چی میشه اگه باور نکنم لاغرمردنی؟
میکشمت اگه دروغ باشه!
هی دختر!
این واقعا دوست پسرته؟
اره...
اون دوست پسرمه.
تو شنیدی چی گفت.
حالا گمشو...
نه...
گم نمیشم!
جی هان!
این بخاطر ضربه ات به سرم بود
لعنت بهت!هخخ!
تو حالت خوبه؟!
من خوبم
هه
احمق...
چرا اونکارو کردی...؟
اون داشت اذیتت میکرد باید جلوشو میگرفتم!!
خوبی تو میرسونه...
ولی تو مبارزه اصلا خوب نیستی...
ببخشید...
من نباید میخندیدم ولی...
هی...
چی انقدر خنده داره؟
من به تو نمیخندم...
فقط یاد یچیزی افتادم...
یاد چی؟
وقتی ما توی دبیرستان بودیم....
یادت نیست؟
تو به خدمتکار نیاز داری؟
باشه!
من این کیریو انجام میدم!
یادته چطوری اومدی کمکم کردی مثل امروز؟
ممنونم ازت برای انجام اون کار برای من
حتی الان.
هی بس کن...
تو منو خجالت زده میکنی...
به هرحال
ما توی ساحلیم!
باید نوشیدنی بخوریم!
حتما.
من واقعا میخوام غذای دریایی هم بخورم!
جی هان...
کی میخوای بهم بگی؟
تو گفتی یچیزی باید بهم بگی.
درمورد...
درمورد ناری؟
اره...
من نمیدونم چه حسی بهش دارم...
ولی بعد از اینکه باهاش بودم...
بلاخره فهمیدم.
من از ناری خوشم میاد...
که اینطور...
اگه اینو میدونستم نمیومدم پیشت یکم قبل...
این یعنی چی..؟
تو فکر میکنی این اتفاقیه که ما دوباره همو دیدیم؟
من اومدم تا بتونم تورو دوباره ببینم.
بخاطر اینکه تو...
عشق اول منی.
اوه...
به هرحال
الان دیره.
سوهیون...
متاسفم سوهیون...
لطفا نرو...
هاه...؟
تو گفتی تو دوست پسرمی
سوهیون...
میدونم...
این بخاطر ناریه...
ولی...
برای امروز...
فقط برای امروز...
میتونم دوست دخترت باشم؟