حمام رویاها قسمت ۶۲ از ۸۰۱۵ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵
حمام رویاها
ترجمه اختصاصی سرراست
sarrast.com
چیکار
میکنی؟
معلوم
نیست؟
میرم تو آب
روز خیلی
گرمیه
حمام رویاها
آه...
انتظارشُ
داشتم...
خیلی
گرمه
مطمئنی
مشکلی نداره؟
چی؟
با سجون نونا...
بیایم
تو آب؟
مگه چیه؟
قبلنم با هم
رفتیم تو استخر!
مگه نه؟
ولی اونموقع
مایو پوشیده
بودیم
فکر نمیکنی...
یکم واسه
خجالت کشیدن
دیر شده؟
کی وقت کردی
اونُ بکنی
تو‌خودت؟
جان!؟
حالا خجالتم
میکشی، ها؟
باهام
موافق
نیستی؟
هااا!؟
میدونستی؟
واقعاً داری...
همچین سوالی
ازم میپرسی؟
آاااخ!
هااع!؟
مگه میشه...
نفهمم؟
هاا!
هااع!
کل مسیر
صدای ناله و...
صدای ویبراتور
شنیدم
خب،
مهم‌نیست
به هرحال
بار اولمون
که نیست
درضمن
منم لذت
بردم
نگو که...
میدونست
اونموقع اونجا
بودم
ولی جوری رفتار کرد
که انگار نمیدونه؟
ما هم بریم تو؟
آره
هااا
خیلی
گرمه
حس خوبی
میده
عجب منظره‌ای
آره
ما تو...
بهشتیم!
درسته
نسیم
بهاری...
باعث میشه
گرمای آب رو
بهتر حس کنم
حالا
فهمیدم
بخاطر آبه
اگه این محل
باعث خاص بودن
گیاها نیست
حتماً این آب
به گیاها خاصیت
ویژه‌ای میده
پس...
انگار اومدن به
اینجا ارزششُ داشت
خانوم داهی‌...
همه چیزش
خوشگله
مخصوصاً
ممه‌هاش!
چقدر
بزرگن!
حتماً
جینهو...
از پشت ممه‌هاشُ
میگیره و فشار میده
و میکنتش! مگه نه؟
خیلی
حسودیم شد!
ادامه دارد...
sarrast.com
پایان

قسمت 62 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 63

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی حمام رویاها
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت