49
اییش
حداقل بهم
هشدار میدادی
سجون
حیف شد...
مگه نه؟
سجون
چه خبره!؟
یه جای کار
میلنگه...
شبیه سجون
نونا رفتار میکنه
ولی یه جاهایی
هم مثل خانوم
تریسی میشه
مگه میشه؟
مگه داریم!؟
سجون
حمام رویاها
هووم
سجون
تو سجون
نونایی...
درسته؟
سجون
چی...
منظورت چیه؟
معلومه
من...
سجونم
باشه
پسر خوب
درسته
کسی که
روبرومه...
تریسی نیست
دختر مهربون
و دوست داشتنی
و زنی که
عاشقشمه
سجون نونا!
چطوره
نونا؟
از قیافهم
معلوم نیست؟
خیلی...
سجون
عالیه!
ولی...
حس میکنم...
یه جوریه
نکنه واسه اینه که...
این کص
مال من نیست؟
حس متفاوتی داره...
ولی عالیه
نه، در حقیقت...
میتونم هم
کص خودم...
هم کص خانوم
تریسی رو حس کنم
اونم همزمان!
این حس...
که همزمان...
هر دوتا کص
رو میتونم حس کنم...
بی نظیره!
منم...
همین حس
رو دارم!
عووم
وااو!
شما دوتا...
زیادی داره بهتون
خوش میگذره ، مگه نه؟
حق داره
ما چهار نفریم
ولی فقط یه
نفر داره حال میکنه
بیاین...
با هم حال کنیم
اینجوری
وایسا
سونگها
یعنی خانوم
تریسی
تو نمیتونی
جینهو رو اونجوری
بوس کنی!
تو فعلاً باید
تمرکزت رو من باشه
هااع
نه...!
ما هم شدیم
مثل تریسی!
بدتر اینکه...
انگار جینهو
داره حال میکنه؟
راستش...
کیرش...
بزرگتر شده!
نه...
باید یه کاری کنم
وگرنه...
جینهو رو
ازم میدزده!
یه لحظه صبر
کن سونگها!
جینهو!
دوست داری...
یه چیز
متفاوت و...
فوقالعاده رو
امتحان کنی؟
ادامه دارد...