بازگشت نامادری قسمت ۲ از ۲۲۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸
بازگشت نامادری
مترجم :‌Godrax
Sarrast.com
به این زودی صبح شد ؟ آخ
چرا انقد سرم درد میکنه
من کجام؟
من کلاس دارم و
خب باید برم ... توی
خونه راحت باش
فک کن خونه خودته
مراقب خودتم
باش لطفا
کلاس دارم و
خب باید برم ...
من چیکار کردم؟
باید واسش یه غذای
خوب بگیرم بعدا
اصن کجا
زندگی میکنه ؟‌امیدوارم
یه جای نزدیک خونه
خودم باشه
چییی؟
وایسا 2 ساعت طول
میکشه که بخواد ازینجا
بیاد باشگاه ... پس چرا
اونجا رو انتخاب کرده؟
ببخشید پسرم !
فک کنم خیلی
سختت بوده که انقد
منو حمل کنی تا اینجا
بعدا شام مهمونت
میکنم باشه ؟ میتونی
بعدا بیای باشگاهم؟
حتما
مثل همون تایمی
که دیروز اومدم
اونجا ... میام
خانوم یو ! الان وقت
کلاس آیروبیکتونه
الان میاممم
یک ... دو ...
بچه ها خسته نباشید !
شما هم همینطور
مرسی خانوم یو
کارتون خیلی
خوب بودش
شما هم همینطور خانوم جیونگ
ولی خب خانوم
یو ... شما چطوری اون
مرد عه که دیروز اومد
رو میشناختید ؟ بنظر
میومد خیلی هم
نزدیک باشیدا
اوه...
اون پسرتونهههه؟
غیرممکنه که خانومی با سن
شما چنین پسری داشته باشه که
تفاوت سنیش خیلی کمه باهاش
راستش اون پسر واقعیم نیس
و خب پسر مردیه که چندسال
پیش بااهاش ازدواج کردم
وایسا یعنی وقتی که ازدواج کردید
باهاش انقد عاشقش بودید که
اهمیت ندادید بچه داشته باشه؟
اره ...
خیلی مهربون و در عین
حال خوشتیپ هم بود
و خب مطمعن بودم که با هم
یه خانواده خیلی خوب میسازیم
هی جاش !!
بله؟
چندبار باید بهت زنگ
بزنم تا تصمیم بگیری تلفنتو
جواب بدی ها؟
فقط یبار زنگم زدیا
از بعد کلاس فقط داشتم
بهت زنگ میزدم عهههه!
خب حالا چی میخوای؟
مگه احمقی
چیزی هستی؟‌درسته بهت
گفتم که دیگه بهم زنگ نزن ولی
این دلیل میشه که تو انقد زود
قبولش کنی ؟
یعنی جدی
نمیگفتی؟
معلومه که نه
گشنمه بریم
پاستا بخوریم
گرفتن
ببخشید ولی باید برم
یه خانوم دیگه رو ببینم
یه خانوم دیگههه؟ داری
بهم خیانت میکنییی؟
من و خیانت ؟ چه
کصشری میگی زنیکه ؟‌ این تو
بودی که بهم گفتی دیگه بهت زنگ
نزنم و بعدش رفتی با یکی دیگه
قرار گذاشتیا ، نه من !
داد زدن
اشتباه میکنی من صرفا
واسه این باهاش بودم که
دعوتم کرد به یه وعده شام
واقعا ؟ خب منم قراره برم
اون خانوم رو ببینم چون که
بهم قول یه وعده غذا داده ها
جاش اگر الان بری همه چیز
بینمون نابود میشه ها !
اصن اینکارا یعنی چی ؟
جای اینه که قدردانم باشی بابت
اینکه گذاشتم باهام قرار بزاری؟
ببین حتی اگر به دست و پام
بیوفتی و گریه هم بکنی بازم قرار
نیس بزارم برگردیا فهمیدی یا نه ؟
جاش جونم تو پاستا دوس
داری اره ؟ خوشحالم چیزیو
واست گرفتم که دوسش داری
اره ولی ...
جدی چرا باید پاستا بگیره
؟‌ اونم وقتی که ظهرش با هولی درباره
پاستا بحث کرده بودیم؟
ام ببینم میخوای جز پاستا چیز
دیگه ای رو هم تست کنی ؟
نه والا همین خوبه اخه ... مگه
دیگه چی میخوای بگیری واسم
میدونی جاش ... من درباره
یه چیزی کنجکاو شدم واقعا
چی ؟
یه چیز عجیب درباره جایی
که زندگی میکنی فهمیدم
و خب فهمیدم که خیلی
دور از باشگاه زندگی میکنی
و خب واقعا چرا اومدی
اونجایی که انقد ازت دوره ؟
خب راستش میدونی ... من قراره
بزودی بیام توی اون محله زندگی کنم ( در واقع همین
اخر هفته )‌ و خب سر همین تصمیم گرفتم بیام یه جایی
باشگاه ثبت نام کنم که نسبتا نزدیک باشه و همچنین
دانشگاهمم نزدیک اونجاس دیگه
واقعا ؟ ولی خونه های تو
اون محله فوق العاده گروننا
اوکیه بابا ، با پولی که
پدر واسم گذاشته میتونم
هزینشو جور کنمم
ولی بازم باید یه جایی زندگی کنی
که زیاد به بودجت فشار نیاره پسرم
اصلا نگرانش نباش ... من یه
جای خیلی خوب پیدا کردم
باورم نمیشه ...
واقعا موفق شدم
با وسایلت باید
چیکار کنم ؟‌من هیچ کمک
خاصی بهت نمیکنما گفته باشم ...
میخوای وسایل اضافت رو به
جایی ببخشی؟
عام خب یکم
زمان بهم میدید؟
تماس گرفتن
ادامه دارد ...
داستان های سکسی
تصویری بیشتر
در Sarrast.com
قسمت دوم
پایان

قسمت 2 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۱ ساعت بعد

فردا ۱۵:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۶ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بازگشت نامادری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت