ممف!
ممم…
و-واقعاً
فوقالعادهست!
واقعاً حس میکنم
دارم یه کار خیلی جذاب
رو با یه نفر که مخفیه
انجام میدم
صبر کن، اون الان واقعاً با
اینکه پلیسه ،ولی سکس پارتنر
من شده! لعنتی! همین فکر
باعث شد دوباره بخوام بکنمش!
بازگشت نامادری
Sarrast.com مانگا رو آنلاین و
بدون تبلیغات اعصابخردکن بخون
Sarrast.com
واو. بازم شق کردی؟
Sarrast.com
میخوای اینو
بذاری توم؟
اوه… باشه.
همونجوری که قبلاً
گاییدی، بازم بکنم!
Sarrast.com
قورت
ها؟!
رررینگ
این کدوم از خدا
بی خبریه؟؟
الان حتماً باید گوشی
رو جواب بدی؟
فقط یه نگاه میکنم
ببینم کی زنگ میزنه.
شاید مهم باشه.
وای، نه! سالیه!
سالی؟
Sarrast.com
ا-الو؟
هیس!
چیه، سالی؟
این وقت شب بیرون
چیکار میکنی؟!
سالی؟ انگار مشروب
خوردیا باز دوباره
خوردی؟
من مست نیستم! من
هیچوقت مست نمیشم!
ولی مگه دورهی آموزشیت
الان تموم نشده؟
نگفتی امروز
دیر میای. الان دقیقاً
کجایی؟!
اوه، خب…
به یه دوستم
برخوردم.
اونوقت باید بهم پیام میدادی
یا یه کاری! این وقت شب برای یه
مرد هم میتونه خطرناک باشه!
فکر نمیکنم
اونقدر هم خطرناک
باشه…
با من بحث نکن! چه پسر
ناسپاسی هستی که مادرت رو
اینطوری نگران میکنی!
همین
الان میرم
خونه!
بوق
ب-ببخشید، ولی فکر
کنم باید برم خونه.
خ-خانم پلیس؟
ببخشید، ولی باید برم
خونه بهخاطر خواهرم.
تکون
Sarrast.com
چرا اینقدر هول شدی؟
فکر کردم
شاید ناراحت شده
باشی.
بیخیال. حال و
حوصلهم رو خراب کردی.
معلومه اونم دیگه
نمیخواد ادامه بده.
ها؟!
لباسام! لباسام
کجاست؟
واقعاً شرمندهم!
دفعه بعد که اومدم
حتماً اجازه میگیرم
شب بمونم!
مشکلی نیست. زود برو
خونه. بعداً بهت پیام میدم.
Sarrast.com
حرومزاده! فقط چون
خواهرش زنگ زد فرار کرد!
نمیدونستم
خواهر داره.
ولی مگه خواهر و برادر…
معمولاً برای
هم تصمیم میگرن که کی
برگردن خونه؟
سالی!
هِنن…
هِنچ…
میدونستم.
اونقدر خورده بود که
حسابی مستش کرده بود.
هِنن…
هااان…
سالی، حالت خوبه؟
نگاه
حالت خوب نیست؟
هاان…
آه…
هاااا!
آه!
هاااا!
اون لحظه حس کردم یه
چیزی تو وجودم شکست.
وقتی به خودم اومدم، دیگه
عقلم کار نمیکرد و کاملاً
تسلیم غریزم شده بودم.
آه!
هعع!
وقتی اینطوری
با کصت ور میری، چطور
خودمو نگه دارم؟
Sarrast.com
سالی…
الان خیلی خیسه.
پارهاش کن.
دلیلش که مردم اینا
رو میپوشن اینه که
بشه پارهشون کرد.
هااا…
هااا…
آه!
تقصیر خودته!
داری به خاطر
این که منو تحریک کردی
تنبیه میشی،
پس فقط تحمل کن!
هان؟ چون
اینقدر یهویی کردم
توش بیدار شد؟
هااا…
هعع…
تپتپ
تپتپ
عزیزم…
هنن… جلوش نگیر
عزیزم. ادامه بده.
هااا… با
کیرت به کصم
سلام کن
هااا! خ-خیلی تو
رفته! عاشقشم!
تلپ
کوسش
خیلی تنگه!
انگار اگه یه لحظه
خودمو ول کنم، همین
الان ارضا میشم!
هااا!
هااا!
هااا!
هنوز نباید ارضا
شی! ادامه بده!
فوو… من
جلوشو نمیگیرم! تا
آخرش میگامت !
هااا!
هااا!
هااا!
آه!
آه!
عزیزم! فکر
کنم الان ارضا
میشم! آه!
فشاااار
خیلی تنگه! منم
دارم ارضا میشم!
عاااااااااح !
هااان…
هااا…
حس پیروزی بعد
از اینکه آبت میاد
من خیلی گند زدم!
باید قبل از اینکه
بیدار شه روبهراه
کنم چیزارو
جورابشیشهایشو
کجا گذاشته بود؟
آه! باید
اسپرمارو هم
پاک کنم!
امیدوارم
تا جورابشیشهایشو عوض
نکردم بیدار نشه.
Sarrast.com
وای بگا رفتیم ! الانه
که واقعا خواهرمو بگاد
ادامه دارد
داستان های سکسی
تصویری بیشتر
در Sarrast.com
قسمت 19
مترجم :
Godrax