بازگشت نامادری قسمت ۱۲ از ۱۲۲۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳
عزیزم
زود باش بدش بهم
بازگشت نامادری
مترجم :‌Godrax
Sarrast.com
در اوردن
سالی
سالی خوابت برده؟
هیهیهی خوشمزس...
هااا
میدونستم یچیزی
اینجا عجیبه
غیرممکنه که
سالی بهم بگه عسلم
و خب منو بخواد
ولی خب خیلی
اومدم جلو واقعا
دیروز به خودم قول
داده بودم که نمیزارم این
اتفاق بیوفته ولی...
فک کنم دیگه نمیشه
جلوی خودمو بگیرم...
Sarrast.com
من متاسفم سالی...
فک کنم دیگه نمیتونم جلوی
خودمو بگیرم ... احتمالا باید
یکم کارای جالب انجام بدم
Sarrast.com
واقعا؟
سالی ... بیدار شدی؟
ببینم بدنت که
دیگه درد نمیکنه
نه ؟ بخاطر ورزش
هیهی
جاش... من مامانتم
Sarrast.com
اخ اخ جاش خودتو
زخمی کردییی؟
چیزی نیس...
درد نداره
ولی بنظر میاد
که میسوزه ها
گفتم که
درد ندارههه!
میدونم ولی خب
باید پانسمانش کنیم عزیزم ... ممکنه
آلوده بشه ها
دیگه درد
نداره نه ؟
از همون اولم
درد نداشت
هروقت خودتو زخمی
کردی بیا پیشم باشه؟
چرا؟
چون که از الان به
بعد ... من مادرتم
من چیکار کردم...
قدم زدن
بلند کردن
Sarrast.com
ببخشید سالی... اون موقع یه
بلایی سر مغزم اومد و نفهمیدم
چیکار دارم میکنم باهات
گذاشتش
روی تخت
دیگه نباید بزارم
تنهایی مست کنه
Sarrast.com
ممکنه وقتی
که مسته یکی بهش
تجاوز کنه ...
باید حواسم باشه بهش
حالا که این موقع
شب زنگم میزد؟
هوممم
Sarrast.com
هولی
آخخخ!
اخ یادم رفت
که اشتباهی تلفن رو جواب
دادم چون فک میکردم اگر
همینطوری زنگ بخوره سالی
بیدار میشه
Sarrast.com
هولی
سلااااام؟ چرا
حرف نمیزنی
اخ ببخشید
داشتم ورزش میکردم و نشد
تلفنمو جواب بدم
تو ؟ ورزش؟ اونم
این موقع شب؟
Sarrast.com
خب میدونی بهم
گفته بودی که بخاطر وزنم از کیرم
لذت نمیبری و نمیتونم درست شقش
کنم ... بخاطر همین شروع کردم
به ورزش کردن دیگه
واقعا؟ کار خوبی کردیا
الان خونه ای اره؟ لباستو
بپوش و بیا بیرون
چرا؟ منظورم اینه
که ... اصن بیام کجا؟
جلوی خونتون
وایسا خونه ی مننن؟
وای خیلی بد شد ... کلا
فراموش کردم که به هولی بگم
خونه رو عوض کردم
و همچنین
نمیتونم بهش
بگم که الان خونه
نامادریمم
چرا نمیای خب ؟ زود باش ببینم
میدونی من خونه نیستم اخه
و خونه دوستمم ... اون
داره بهم حرکات ورزشیو
یاد میده توی خونش
واقعا؟ خب پس
من اینجا منتظرت
میمونم ... بیا خونه
خب میدونی خیلی مجبور
میشی صبر کنیا... چرا نیایم همو
توی پارک ببینیم؟ همون اطرافه
باشه پس
من دارم میرم اونجا
مطمعنم داره یچیزیو ازم
مخفی میکنه ... ولی همچنان
به حرفمم گوش میده
Sarrast.com
یعنی چیو داره
مخفی میکنه؟
لرزش
قدم زدن
Sarrast.com
هااا
هاااا
یاخدا باورم نمیشه دارن
توی اینجا انجامش میدن
هوممم
Sarrast.com
داری چیکار
میکنیییی...
حس میکنم دیدنشون
حشریت کرده
میخوای کمکت
کنم اروم شی؟
اینجاااا؟
ادامه دارد...
داستان های سکسی
تصویری بیشتر
در Sarrast.com
قسمت 12
پایان

قسمت 12 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۲ ساعت بعد

فردا ۱۵:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۸ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۸ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بازگشت نامادری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت