بازگشت نامادری
مترجم : Godrax
ساک زدن
هوف
هوف
خیلی حس خوبی داره
هوففف
خیلی خوشحالم که میتونم
کاری کنم حس بهتری بگیری
لیس
هاههههه
من زیاد تمرین نکردم
واسه ساک زدن ولی فک کنم
جاش دوسش داره
لیس
ولی انجام دادن
اینکار واقعا درسته؟
جاش دقیقا
مثل پسرمه
درسته که اینکار
اشتباهه ولی خب خیلی مثل
باباشه لعنتی
فک کنم مشکلی
نداشته باشه
یکم لذت بردن بد
نیس به هر حال...
با اینکه داره واسم
ساک میزنه ... در عین حال داره
جق هم میزنه
لیس
لیس
دارم خواب میبینم ؟
فک میکردم وقتی منو
موقع جق زدنم با شورتش ببینه ،
از خونه بندازه بیرون
فک کنم یکمم سختته
که اینطوری ولش کنی...
با دهنم کمکت میکنم
ولی قول بده دیگه
شورتمو برنداری
واقعا انجامش داد...
هااا
هاااا
انقد حسش
خوبه فک کنم نتونم دیگه
جلوشو بگیرم...
کیرش بزرگ تر شده ...
داره ارضا میشه؟
SARRAST.COM
فک کنم خیلی سریع
آبم بیاد چون به هر حال
چندوقته ارضا نشدم
داره ارضا میشه
و خب در اخر آبمو
ریختم توی دهنش...
این زن کسی بود که به
من با گرمی استقبال کرد
و همچنین
نامادریمم هست...
یکماه پیش
پس این...
باشگاهههه
چرا نمیری یکم
ورزش کنی لااقل؟ کیرت
انقد چاق شدی حتی شق
نمیشه دیگه
و انگار واست مهم نیس
که منم میخوام لذت ببرما
باید بری بدن بسازی جدی
ببخشید ... این
بار اولم بود...
بهونه نیار و تا وقتی که فیکس
نشدی حق نداری بیای سراغ من
باورم نمیشه چنین فرصتیو
به یه بازنده ای مثل تو دادم
اون جنده حرومی!!!
آخخخ
بازنده؟ مگه من باباتم!
چقد ادم اینجاس پشمام
خوش اومدید ! اومدید
واسه ثبت نام؟
ببخشید ؟ عام خب ...
مطمعنم اگر یکم وزنتون بهتر شه
قطعا کلی دختر جذب میکنید
نظرت چیه ثبت نام کنی ؟
خب ببینیم چی
میشه دیگه...
خانوم جونگ ... ایشون واسه
ثبت نام تشریف اوردن؟
اره و خب شما یکی از شاگرداتون
به همین تازگی نرفتن؟
فک کنم ایده خوبی
باشه اموزششون بدیدا
وایسا من فقط میخواسم
یه نگاه عادی بندازم بخدا...
وایسا تو
جاش ؟ تویی؟
سرراست خانه ی دوم ماست
وایسا تو منو میشناسی؟
من قبلا جایی دیده بودمش؟
جاش ... باورم نمیشه این توییی
Sarrast.com
چرا گریه داره
میکنهههه
ببخشید من شما رو نمیشناسما...
منم جاش... مادرت !
هاااا؟
پدرم 10 سال پیش
سالی؟
وایسا این واقعا تویی سالی؟
آوخ
ادبت کجا رفته ؟ مگه
نگفتم بهم بگو مامان؟
هاااا؟
این زن که انتظار داره جاش بهش
بگه مامان ، اسمش سالی یو عه
حدودا 10 سال پیش
اومد که با ما زندگی کنه و
میخواس با بابام ازدواج کنه
ولی بعد از یه
مدت که اومد...
بابام تصادف کرد و مرد
من و سالی توی یه
شب خانوادمون
رو از دست دادیم
خانواده سالی کلا مخالف
ازدواج بودن چون تفاوت
سنیش با بابام زیاد بود...
و خب اون رو از پیشم
بردن اونم توی مراسم ختم
و خب من موندم بدون خانواده
و فامیل هایی که گشنه
مرده زندگی و پولامون بودن
و هرچی داشتیم رو ازم گرفتن و
فقط واسم یه اپارتمان گذاشتن
ولی با کمک دوست بابام
موفق شدم یه مقدار از
اون ثروت رو نگه دارم
و خب شماره ام رو هم عوض
کردم تا دیگه کیرمم نتونن بخورن
و حالا این سالیه که جلوم
وایساده ... اونم بعد از 10 سال
جاش بیا یکم بخور
نیازی نیس خودم
برمیدارم اگر بخوام...
آخی جاش جونمم قطعا
زندگی خیلی بدی کرده
بهت که انقد لاغر شدی
خودت بخور
شوخی میکنی
دیگه ؟ بنظرت من چرا
امروز باشگاه بودم؟
بعد اینکه خانوادم
جدا کردنم ازت ... اومدم
تا دنبالت بگردم
اوهوم
ولی اون خونه فروخته شده
بود و تو هم غیب شده بودی ...
میدونی چقد دنبالت گشتم؟
خب میدونی...
چه اتفاقی افتاد؟
راستش
چطوری اون حرومزاده
ها به خودشون اجازه دادن اینکارو
بکنن باهات !!!!
اشکال نداره پسرم ... ازین به
بعد من اینجام تا مراقبت باشما
میدونی تو واقعا با بابام
ازدواج نکردی و خب
شک دارم مامانم باشی
هیهی
ولی ما با هم زندگی میکردیم
و زیاد فرقی با ازدواج نداره
هرچیم بشه
تو پسر منی
اروم باش حالا سالیییی
بار ها بهت گفتم بهم بگی
مامان ولی گوش نمیدیا
به هر حال ...
کل این مدت چیکار داشتی
میکردی؟
چی شد که تصمیم گرفتی
مربی بدنسازی شی؟
من از خونمون فرار کردم...
چیییی؟
اونا منو بزور بردن خونه و گفتن
نمیزارن هیچجوره ازدواج کنم اونم با
کس مثل بابات چون بزرگتره ازم
ولی در عوض خواستن منو
با یه پولدار سگ پیوند بدن
اصن اگه قرار
بود اینکارو کنن چرا
باید منو از بابات جدا
میکردن ؟
اهه بابای احمق من
و فامیل عوضی تو
پسرم بیا انقد بنوشیم
تا بیهوش شیم
ولی من فردا کلاس دارم...
هممم پسرمممم
چرا انقد سردی باهام
اخه ؟ من مامانتما
من مامانتم جاششش
دیگه نگران نباش پسر جونم ... ازین
به بعد حواسم کامل بهت هست
چطوری میتونم بهت بگم مامان...
وقتی که تو اولین عشق زندگیم بودی؟
ادامه دارد...
لبخند
لبخند
داستان های سکسی
تصویری بیشتر
در Sarrast.com
قسمت اول