بازار خیار قسمت ۳۳ از ۴۲۳۵ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵
چیکار میکنی؟
آه
وایساا
واای
آههه
سقووطط
هیوک لی؟
آویزون
این...
هه هه
سلام
از اون بالا ویوش خوب
بود؟
غرررشش
گوه توش!
بعد از اون روز...
تمام عقده های تحقیر کنندم
نسبت به هیوک لی از بین رفت
بازار خیار
🐺Geralt🐺
33
امروز بالاخره بعد عکسبرداری های
سوبین برای اولین بار برگشتیم
شرکت.
از طرف سوبین
واسم پیام اومد
کانگ مین
مرسی بابت
عکس برداری
اکه وقت داری دلم
میخواستم برا جبران
واسه شام دعوتت کنم
نه بابا این چه حرفیه...
کارم تموم شه بهت زنگ
میزنم
باشه ، منتظرم
یه دیت رسمی
با سوبین ، نمیتونم
منتظرش بمونم
زود اومدی اینجا
شما؟
منو کلا یادت رفته ها
ناراحتم کردی
چی؟ تو...
سو هیون؟؟!
انقد عوض شدم؟
اره...
عینکتو برداشتی...
خیلی تو قیافم
میرد برا همین لنز
انداختم
خب؟
خوشگل شدم؟
اره ...خیلی
اگه زودتر اینکارو میکرد
صد در صد میبردمش
دیت.
کانگ مینو
ببین
هوم
شونه هات چقد سفت
شدن
عکس برداری سخت
بود؟
فشارر
فشارر
نه...
خوب بود...
تکون نخور
من ماساژم خیلی
خوبه
چرا سو هیون اینجوری
میکنه؟
قشنگ یه
آدم دیگه
شده...
نه اینکه شاکی باشم...
کانگ مین
به چی داری فکر میکنی؟
چی؟
هیچی...چیز خاصی
نیست...
دروغ نگو...
پس اون چی میگه؟
اه ریدم...
هاها ، اصلا نفهمیدم...
کانگ مین
میتونم طالع عشق تو
رو بخونم؟
طالع...؟
اوممم
اوممم
عاه...
سو هیون...
هااا
هاااه
حیح
اومم
آب تف...
سو هیون...
این الان طالع بینیه یعنی...؟
راجب اینکه اینجا نبودی کنجکاو
بودم
اوممم
اوممم
میخواستم ببینم اسپرمات
چقد تغیر کردن
ولی هنوز، این...
میدونم سو هیون از
اون عجیب غریباس
لیسس
لیسس
کانگ مین جگال
چه سورپرایزی
هیچوقت انقد زود سرکار
نمیومدی
یورین اینجا چکار میکنه؟
من کل شب داشتم
رو سایت کار میکردم
الانم سریع اومدم رو کارم...عاه
بگا رفتم
سو هیون!! یه دیقه
نخورشش!!
اوممم
اوممم
شما چرا انقد زود اومدین
اینجا خانوم؟
کلی کار دارم
امروز صبح
اومم
عوقق
بسس کننن!
بگا میرییم اللااان!!
آه درسته...
سرخ شد
چش شده...؟
دیروز خیلی باحال رفتار
میکرد، چرا انقد از دیدن
من بهت زدس؟
تازه لپاشم سرخ
شده...
یعنی اون...
...از من خوشش میاد؟
بعد اتفاقی که
دیروز افتاد...؟
فضا...
حساس شده...
یورین ، تو زن فوق العاده ای
هستی...
کانگ مین تو نگاه
یورین*
میدونستم...
تو نمیتونستی در برابر من
مقاومت کنی کانگ مین...
ترسس
بی قراری
ولی...
دوست دارم ببینم
چی میخواد بگه
چرا عین کصخلا اونجا
وایساده با خودش میخنده؟
سرخ شد
برو دیگه!
اومم
اوممم
اممم
عاممم
کلک
کلک
چرا داری میاد
اینجا؟!
وایساا!!
کلک
کلک
کانگ مین
بله
بله؟
نزدیک بودا!
ببخش که ازت برداشت اشتباهی
داشتم...
منم ازت خوشم میاد
ولی...
به اینکه باهم بریم
تو رابطه فکر نمیکنم
ها؟!
این چه کصشری
بود گفت؟
ولی بازم...
تو اولین مردی هستی که
بهم حس زن بودن دادی
و این برای تشکر...
عاهه
عااه
اوممم
اوممم
آه ، نمیتونم...
پ
ا
چ
ی
د
شارپپپ
زیاد بود؟
فقط با بوسیدنت میتونم
بوی اسپرماتو بشنوم
هاا؟
نه نه به خودت
بیا یورین! الان همه
میان!
چکک
چکک
رو کارت تمرکژ
کن
پوف
تو اونم کردی؟
از اسپرمت خوندم...
به نظر یکی قراره به
خاطر تو ضربه بخوره...
انتخاب با خودته
کسی ضربه
میبینه؟
فکر میکردم تا وقتی
سکس خوبی داشته باشی
کسی ضربه نبینه
نمیدونستم من میتونم
به همچین دخترایی ضربه روحی
بزنم
شایدم خیلی به فکر
خودمم...
کانگ مین
سوبین
نمیخوام سوبین به خاطر من
ضربه بخوره
سوبین
چرا انقد زود اومدی؟
میخوام ازش محافظت کنم
تا شام برسه وقت
داریم
پس...
میتونیم...
بریم اونجا...؟
حتما!
له شد
سرخ...
ناامیدت نمیکنم
سوبین
یه قایق دو نفره
لطفا
از اولم تنها کسی بودی
که دوسش داشتم
بفرماید، کاپلا 20 درصد
تخفیف دارن...
ها؟
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
پایان

قسمت 33 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 34

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بازار خیار
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت