.قسمت هفتم.
هاهاها
تو خیلی باحالی
هاهاهاهاها
اون تازه وارده؟!
ولی انگار خیلی نزدیکن به هم دیگه
به هیچ وجه...
یعنی باهم قرار میزارن؟؟؟
فرشته های آبی
مترجم: LichKing
همینطور که انتظار میرفت...!
کصت بهترینه می جوو!
حرف نزن و کارتو بکن...
اگه یهو کسی بیاد...
میخوای چه غلطی بکنی؟!
نترس کسی نمیاد اینجا
و اصلا بزار بفهمن که مال منی
هیچ کسی نمیتونه
تورو داشته باشه
درسته، مگه نه؟!
فقط مال منی؟؟؟
من ابم داره میاد...
نه داخل نریز
اووومد...!
ههه چقدر اومد...
بیا با این حوله پاکش کن
قبل اینکه مردم بیان
بیا ما زودتر بریم بیرون
سون جونگ قضیه چیه؟!
منظورت چیه؟!
درمورد آمادگی برای آزمون
خودت گفتی که میخوای
یه مربی قهرمان بشی
اها اون؟!
کنسل شد...
کنسل شد؟!
ولی من که نمیدونستم
من که بهت گفتم جلسه های
خصوصیت رو کمتر کن و به جاش
بیشتر تمرین کن...
آزمون که یبار نیست
خودم میدونم دارم
چه غلطی میکنم
نه هنوزم باید...
چرا امروز گیر دادی ها؟؟؟
اندازه کافی حرف از اون حرومزاده شنیدم
تو یکی دیگه نرو رو مخم
حتی تو هم...
هوف بیخیال...
متاسفم ولی میدونی
من چه احساسی دارم؟
من اخیرا تحت استرس زیادی بودم
میدونم...
خب پس به گفته خودت
برا تمرین میرم خونه
می جوو لطفا
اینجارو تمیز کن
عالی بود مربی
ازت خیلی ممنونم
جلسه بعدی میبینمت
باشه پس فعلا
من میرم خونه
باشه برو
اگه کارت تموم شده
میتونی بری خونه
نه نمیرم! میخوام بهت کمک کنم
که توهم کارت سریع تموم بشه
نه لازم نیس یکی دیگه
بهم کمک میکنه
ولی من میخوام بیشتر باهات باشم...نمیتونم؟
متاسفم ولی امروز
سرم شلوغه
سری بعد قول میدم
بیشتر باهم بمونیم
باشه...نمیشه کاریش کرد
وقتی کارت تموم شد بهم زنگ بزن
باشه پس دیگه برو خونه
فردا میبینمت
بای بای
کاش بهتره اول یچیزی بنوشم...
این آبجو نیس، ولی...
بالاخره اومدی
بنظرت دیر نکردی؟
سون جونگ...
هاااا...؟
می جوو تو چرا...؟!
میونگ جین میخوای یکم
آبجو بخوریم؟
فقط من و تو...
آبجو؟!
البته...
چیز مهمی میخوای بهم بگی؟
آخه نمیشه که
ساکت باشی
ما هرگز تا حالا چیزی باهم
ننوشیدیم درسته؟؟؟
هاهاها
آره خیلی وقته همو میشناسیم...
ولی هرگز اینکارو نکردیم
پس به سلامتی اولین بارمون
به سلامتی
خب نگفتی
بگو دیگه
چی بگم؟!
الکی که ازم نخواستی بیام اینجا
پس باید حرفی داشته باشی...
خب راستش آره...
میخواستم باهات حرف بزنم...
پس درست حدس زدم
اتفاقا منم باهات حرف داشتم...
چه حرفی؟!
خب اول بگو
دوست داری چیارو بدونی؟!
اذیتم نکن دیگه...
نه دیگه به همین راحتی ها نیس
اصلا چرا این بار ساکت رو
انتحاب کردی؟؟؟
من واقعا نمیدونم...
من که...
یا بهتره بگم...
اون دختری که طول روز
همش پیشته...
دوست دخترته؟
منظورت چیه؟!
نه فقط فکر کردم
باهم دیگه قرار میزارید...
نه بابا اون فقط کسیه که میشناسم
زمانی که برا مسابقه آماده میشدم
همدیگه رو میشناختیم
ولی دلیلی نداره که دوست دخترم باشه
اها پس که اینطور
هاهاها...
حالا که من به سوالت جواب دادم
توهم باید به یه سوالم جواب بدی
می جوو
بله...؟
هنوزم با سون جونگ قرار میزاری؟
چیییییی؟؟؟
ادامه دارد...
مترجم: LichKing