فرشته های آبی قسمت ۱۳ از ۲۵۱۴ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴
.13.
لعنتی...!!!
به هرحال من که دیگه
ولت کردم و برام مهم نیستی
ازم ناامید شدی؟؟؟
صدات نمیاد سون جونگ...؟!
دیگه تموم شد
بیا از هم جدا بشیم
ای چجور جهنمیه
میجوو بهش نمیخورد
همچین زنی باشه...
راستش آره!...نمیدونم دقیق از کی
ولی یه وقتایی احساس میکردم داره
تغییر میکنه...
نحوه حرف زدنش پشت تلفن با من...
نیاز دارم یه جنده رو بگام
باید اینجا زیاد باشه
فقط چطوری پیدا کنم؟
سون جونگ...سانبای؟
درسته خودتی؟!
کانگ سون جونگ سانبای
از دیدنت خوشحالم!
تو همون تازه
واردی...؟
پارک سیا اسممه
حتی اسمم یادت نیست؟!
ناامیدم کردی که...
متاسفم...من
روز سختی داشتم
واقعا؟!
مگه چی شده؟؟؟
الان خوبی؟
آره یه داستان
طولانی داره
اگه وقتت آزاده
دوست داری مشروب بخوریم؟
امممم...
مطمئن باش بهت خوش میگذره
من تنقلات زیادی هم میشناسم
خب نه
نمیتونم!
چرا نه؟؟؟ ما که همو زیاد میبینیم
پس بهتر نیس همو بیشتر بشناسیم؟
درباره تجاوزت به
اعضای استخر شنیدم!
البته منظورم دستمالی کردنشونه
ولی خب اینم یجور تجاوز حساب میشه دیگه
نه این فقط
یه سو تفاهمه
و همینطور یه شایعه
بیشتر نیس
خب ما اینو درنظر بگیریم
که سو تفاهمه
پس برا اینکه شایعه
بیشتر درست نشه...
باید از نوشیدن تنها
دوری کنیم
مگه نه؟!
دفعه بعد اگه کسی باهات بود
با خیال راحت منو دعوت کن
پس فعلا من میرم
تا سری بعد...
ولی آخه...
امروز برام همش کیری بود
نمیخواستم به اون زنگ بزنم
نوشیدن با اون هیچ لذتی نداره...
شخص مورد نظر دردسترس نمیباشد
لطفا بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید
کیرم بهش!!!
sarrast.com
sarrast.com
سلاااام
صبحتون بخیر
میخواستم یه چیزی بگم...
این دیگه چیه؟؟؟
باید برم بیرون
طوری که وانمود کنم
چیزی ندیدم...؟
ولی کلاس امروز که مال اینه...
اوه یورا...!!!
پس...چطور...چیکار...
آروم باش میونگ جین!
من به سختی رسیدم اینجا...
ممکنه شایعات عجیبی درست بشه
و بخاطر همینم اخراج بشی...
حتی ممکنه نه اینجا
بلکه هیچ جای دنیا
بهم اجازه یه مربیگری ساده هم ندن
باید یه راحل حل خوب براش پیدا کنم
بزار خوب فکرکنم...
اینجا مردونس دیگه درسته؟!
رختکن مردانه
خب پس این زن اینجا چیکار میکنه؟؟؟
و همه اینا به کنار
چرا داره جق میزنه؟!
حتی با وجود اینکه بهش زل زدم
نکرده کص و ممه هاشو بپوشونه!
حالت چشماش...
اون گوشی اونجا چیکار میکنه؟!
این چرا اینجاس...؟
نه صبرکن...بهش دست نزن!
ببینم اینجا چخبره!!!
این گوشیه توعه؟
بنظر میرسه بار اولت نیس
بزار یه نگاهی بندازم...
ببین چقدرم هست
فکرنمیکردی که یه
روزی بخوای گیر بیفتی؟
شایدم بخاطر همینه
انقدر کلاستو زود برداشتی
چون تو یه منحرف به تمام معنایی!
البته نامردم نیستم که برم
همه چیو به مدیر کل بگم
ولی خب ساده هم نمیشه از کنارش گذشت
حالا بنظرت چیکار کنم...؟!
پس بیا انجامش بدیم!
بیا اینجا...!
این بهترین روشه
اتفاقا انگار بهش نیازم داری
حالا میخوای چیکار کنی
اوه یورا؟؟؟
ادامه دارد...
مترجم: LichKing
پایان

قسمت 13 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 14

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی فرشته های آبی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت