.قسمت پنجم.
چرا ما باید
الان تو یه رستوران باشیم...؟
مربی...
حاضری یه معامله کنیم؟؟؟
یک ماه بعد.....
کارت عالی بود
فعلا تا جلسه بعدی
ممنون مربی
جلسه بعدی میبینمت...
پس امروزم هیونگ جین
نیومده که...
آره منم ندیدمش
استعفا داده؟؟؟
تو اخیرا که کاریش
نکردی ها؟؟؟
نه بابا مگه کرم کون دارم
اینو خودت باید
جواب بدی...
فکرکردم اذیتش کردی
یعنی تو بهم اعتماد نداری؟
جوابم منفیه!
وقتشه بریم
طبقه بالا...
آره بریم
دفتر مدیریت
کانگ سون یونگ
و می جوو هستیم
میتونیم بیاییم تو؟
سلام رئیس
خوب هستین؟
هردوتون اومدید؟
میونگ جین؟!
تو اینجا چیکار میکنی؟؟؟
حرف زدن بسه
همتون اومدید؟؟؟
بله قربان
خلاصه صحبت میکنم
پس خوب گوش کنید
چشم
من رئیس کل 2 ورزشم
هاااا...؟
منظورتون چیه؟؟؟
هاهاها
شما خیلی بامزه اید
اصلا شوخی نکردم
و عادت ندارم حرفمو دوبار بگم
میدونیم ولی...
متوجه منظورتون
نمیشیم رئیس...
من از زمان کالج میشناسمش...
چطوری اون میتونه مدیر شه؟!
خفه شو! فکر کردی
خودم همه چیو نمیدونم؟
تو خودت همیشه
درحال لاس زدن با شاگردایی
ازین زورت میاد که
چون ازت جوون تره؟؟؟
نه لطفا بهم گوش کنین...
گفتم خفه شو...
دیگه نمیخوام یه کلمه هم بشنوم
کانگ سون جونگ
اگه یبار دیگه اعتراض کنی
میفرستمت به کلاس شنای کودکان
که از فردا شروع میشه
معذرت میخوام
ای حرومزاده!!
میونگ جین...
فکرکردی کی هستی ها؟؟؟
تا همین چندوقت پیش
فقط یه آشغال جمع کن بودی
الان چطوری تونستی...
بهم بگو...
دقیقا چه
غلطی کردی؟؟؟
چیییییی؟؟؟
منظورتون از معامله چیه؟
متوجه نمیشم...
میدونم که میدونی دارم
درباره چی حرف میزنم
سون جونگ و من
باهم دیگه قرار میزاریم
همون شب تو هل...
توهم اونجا بودی
مگه نه؟!
اون موقع
فکرکردم نمیفهمن...
ولی تموم اون مدت میدونست؟؟؟
آره درسته...
من اونجا بودم
پس قبل شرایط
معامله اینو نگاه کن
بازش کن...
این تو نوشته...
جشنواره ملی ورزشی...؟!
تقدیرنامه
مسابقه 400 متر شنا
مقام: رتبه اول (قهرمان)
ورزشکار: میونگ جین
شرکت در جشنواره ملی ورزشی
و کسب مقام قرمان
تعجب نکن...
این فقط یه تکه کاغذه...
البته درصورتی که
شرایطمو بپذیری
این کاغذ میتونه
واقعی شه...
یا فقط به یه تکه
دستمال کاغذی تبدیل شه
منظورمو که میفهمی؟؟؟
و شرایطم اینه که...
کانگ سون جونگ
بطور کامل مال خودم شه
اول قراربود اسم اون
اونجا مهر شه...
ولی تازگیا دورتر و دورتر شدنشو
تماشا میکردم...
بهشم هشداد دادم
ولی کو گوش شنوا!
اون احمق حرومزاده
نمیتونه هنوز مسیر درستو
انتخاب کنه
رسیدن به موقعیت بالا
برای تو خیلی سخته
ولی ازت میخوام
مطمئن شی که سون جونگ
با هیچ زنی ارتباط نداشته باشه
این معامله عالیه؟
نظرت دربارش چیه؟
اصلا عالی نیس!
نمیتونم اینکارو کنم
ازتون ممنونم
که بهم چنین فرصت
بزرگی دادین
ولی نمیتونم
برا خودم یه زندگی جعلی
داشته باشم
متاسفم...
وانمود میکنم امروز همو ندیدیم
من دیگه میرم
بهت نمیخورد انقدر احمق باشی
میخوای باز برات توضیح بدم؟!
اول قرار بود اسم اون رو کاغذ حک شه
نه اسم تو...!
اگه پیشنهادمو رد کنی
منم میرم سراغ نفر بعدی
خیلی خوب میدونم که
از سون جونگ ماهرتری
ولی زندگی اونقدرام
ساده نیست
تاکی میخوای نادیده گرفته شی
فقط بخاطر اینکه چندسال ازت بزرگتره؟!
یعنی بازم میخوای وایسی یه گوشه
تا بزاری دستای کثیفشو بزنه به دختر
مورد علاقت؟؟؟
من سعی نمیکنم
زندگیتو خراب کنم
فقط دارم سعی میکنم
یه زندگی جعلی جدید بهت بدم
تا اونجایی که من میدونم
تو از اون دسته افرادی که
میتونه زندگی جدیدشو بسازه
اشتباه که نمیگم؟!
حالا دوباره نظرتو بگو
جوابمو بده
بهم بگو چه غلطی کردی؟؟؟
قرار نیس جواب بدی؟!
خب باشه خودم میفهمم
سون جونگ بس کن
چرا الکی خودتو عصبانی کردی؟
ولم کن
تو که هیچی نمیدونی
چی میگی؟!
من همه چیو میدونم که
هی کانگ سون جونگ!!!
کانگ سون جونگ؟!
این چه طرز حرف زدن با سانبایه؟!
تو باید مثل یه سانبا
رفتاری کنی تا مثل یه سانبا
باهات رفتار شه
من الان ازت خیلی بالاترم
پس چرا باید بهت بگم سانبای؟!
مگه نشنیدی؟
من الان مدیرم
میدونی مدیر یعنی چی؟؟؟
یعنی این حقو دارم
که میتونم تصمیم بگیرم
اینجا کار کنی یا نه
یعنی میتونم با یه چشم بهم زدن
اخراجت کنم برا همیشه
اگه الان فهمیدی
پس گمشو برو سرکارت
ادامه دارد...
مترجم: LichKing