قسمت 32
ناجور بود اگه
میبردمش هتل...
بییپ
بییپ
بییپپ
پوف چقد
سنگینه!
آه!
افتاددد
امم...
پوف ...
آوردمش خونه خودم
هاا...
چیکار کنم الان؟
Firm
Firm
بچرخونن!
من خونم؟
آه!
یا خدا!
هیی چکار
میکنی؟!
باید قبل خواب
دوش بگیرم
هی!
بچرخونن!
اه... همه جا
همینطوری لباستو
در میاری؟!
اه نمیتونم ازش
خلاص شم...
به هر حال
حتما زود بیدار میشه
باشگاه بیلیارد مختلط
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
قسمت 32
تا دیروز اصلا
جوابمو نمیداد...
دستشو برد...
نگرانم بیاد خونه
بیپپ
بیپپپ
بییپپ
بیپپپ
جی هون...
جی هوون!!
ها...؟
گیجم...
هی... چکار
داری میکنی؟!!
خدای من!
سا رنگگگ!
لرزیدن...
ها...؟
چشمک زد!
هی سارنگ!
کجا میریی!
وایسا!
د بدووو
ها...؟
گوش بده !
میدونم عجیبه وایسا!
قدم
قدم
قدم
اضطراب...
ولی این چیزی
نیست که فکر میکنی!
من چه فکری میکنم؟
هاا؟
اون از شهر من اومده
دانشگاهمون
بعد چند سال
اولین باره میبینمش
من رفتم پارتی دانشجو های
جدید و اون خیلی مست بود
میخواستم ببرمش
خونه!
ولی اون آدرس
خودشو بهم نگفت...
برا همین آوردمش خونه
خودم...
اتفاقی نیوفتاده!
بهم اعتماد کن!
پارتی دانشجویی؟
تو گفتی داشتی تکالیفتو
انجام میدادی!
دروغ گفتی؟
ریدم!
من منتظرت بودم
میلرزه
میلرزه
کل شب...
سا رنگ!
د بدووو
آه...
سا رنگ...
وای بد ریدم
چیشد؟ اون دوست
دخترت بود؟
خارشو...
فقط برو...
و دیگه اونجوری
عرق نخور!! میرم به
مادرت میگم!
داد بزننن!
هاها...
سارنگ، نمیدونم میتونم امروز
درستش کنم.
منو ببخش ، من میرم روی پروژه
دانشگاه کار کنم
باشه کارتو بکن :(
هروقت تموم شد بهم پیام بده
منتظرتم.
سارنگ...
لعنتی
منو ببخش
بهت دروغ گفتم...
ولی قسم میخورم
دیشب هیچ اتفاقی نیوفتاد!
چرا باید وقتی
تو رو دارم همچین
کاری کنم...
بغلم کنننن که
دوبارهههه
ببخش که باعث
ناراحتیت شدم
بکشش منوو
سمت خودتتتت!
منو میخشی..؟
با سر گفت
آره!
اومم...
ای ای سینگلیو
گاییدم:(
*باکس های این شکلی
صرفا کصکلک مترجم
میباشد جدی نگیرین!
ماچچچچچ
عجب ماچ پر
تفی میزنه خارکصه
دستش هرز
رفت...
شورتو بکش کناررذ
میخوام اون بهشتو
ببینمممم
اوه اوه
چه میچکه ازش!
اووه...
لیسسسس
عااحح
لیسسس
چه لیسی میزنه
این بازیکن!!
لیسسسس
لیس لیسسسسس
به لرزه افتاد
چه زود
بلرز بلرز
هااا...
جی هونن...
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
🐺Geralt🐺