قسمت 20
سا رنگ...
مطمئنی...؟
اره ... مطمئنم
امشبو با من
باش...
باشگاه بیلیارد مختلط
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
قسمت 20
سارنگ...
هاااه...
جی هوون...
نگرانی؟
وااای!
خیلی قشنگی...
جی هوون...
خجالت میکشم...
هاااههه...!!
عین ابر نرمه...
عااح...
هااااههه...
چقد...
عجیبه
ولی خوبه...
آه... دیگه
نمیتونم صبر کنم
...
ترسیدی...؟
لرزیدم...
این اولین بارم
نیست
برای چی انقد
میلرزم؟
به خاطر سارنگه؟
مثل خودش نگران شدم...
هاااههه
شلیککک
در عین اینکه خیلی
حشریم ، ترسیدم...
هااااههه...
باید مراقب
باشم
که کاری که دوست نداره
رو انجام ندم یه وقت
به خاطر اون...
من اولین بار اونم
اوحح!
سا رنگ...
جان...
اولین بار همیشه
درد داره...
اووووح!!
درد داشت؟
هااه! نه فقط
سورپرایز شدم...
برا همین اینطوری
واکنش دادم...
اگه دوست نداری
میتونیم انجامش ندیم
اوکیه...
ادامه بده...
من آروم پیش میرم
هاااههه!
خوبی...؟
ارهه!
آروم ترش میکنم!
وااای...!
درد میکنه...
یکم عمیق تر...
قلبم داره منفجر میشه...
سارنگ رو توی بغلم
گرفتم!
میدونم درد میکنه!
ولی نمیتونم جلوشو
بگیرم چون دیوونه کنندس!
عاااحح!
آههه!
خیلی داغم...!
داره آبم میاااادد!!
عااااححح!
هااا...
وای جی هون...
ادامه دارد...
داستان های بیشتر در سایت
سرراست
🐺Geralt🐺