شیرین ترین کص قسمت ۳۸ از ۵۵۲۶ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶
#38
با اینکه دعوت
نشده بودی بازم اومدی؟
مهم خداحافظی کردنه
چرا نایونگو
نیاوردی؟
قبل از مرگش
دیدش
پس خیلیم بد نیست
سرت به کار
خودت باشه
چه بد اخلاق
مهم اینه دیگه
مجبور نیستم ببینمت
جدی میگی؟
میرا من
دارم میرم کافه
باشه
من امروز استراحت میکنم
تو به بقیه کافه ها هم سر
میزنی؟
باشه
راستی سهو
جان
نایونگ کجاست؟
رفت مدرسه
جدا؟
پس چرا به من
نگفت؟
چرا به میرا
نگفتی میری مدرسه؟
فکر کردم
خوابه
میرا از اون
روز یکمی عجیب شده
منظورت اون شب
بیمارستانه؟
اره
احتمالا بخاطر
اون فامیلمونه
اول سوسیس هاتو
خوردی؟ مگه بچه ای؟
چه اشکالی
داره مگه؟
بازم میخوای؟
نه مرسی
بقیه غذامو میخورم
شما دوتا
از کی اینقدر رفیق شدین؟
پایان

قسمت 38 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 39

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی شیرین ترین کص
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت