#1
اووووو
انتظار نداشتم سهو
پول شامو بده
نمیدونم شاید
امروز به تلافی بقیه روزاییه
که ما حساب کردیم؟
فکر میکردم
هنوز بیکاره
بعد از گندکاری
قبلیش
نشنیدی؟ رفته
تو یه کافه و با یکی
اشنا شده
پس امروز
با اون میاد؟
خوب دختره
چجوریه؟
طرف صاحب
کافست
ده سال هم ازش
بزرگتره
ده سال؟
یعنی چهل و سه سالشه؟
بعد اخراج
شدن کصخل شده
داداش دنبال
پوله دیگه
یعنی میخواد
ازدواج کنه؟
بیخیال فقط
پولو میخواد
خوب مگه چقدر
پول داره یه صاحب
کافه
سلام چطورین
اومدی بالاخره
چخبرا
ایشون دوست
دخترمه
سلام من یون
میرا هستم
عه
سلام
اوه
چقدر جذابه
خوب بچه ها
بعدا میبینمتون
میرا رو هم
بیار
قیافشو ببین
احمق
بیاااا یه دور
دیگه هم بخور
بعدا میبینمتون
زنگ میزنم
یا خدا
چه ماشینی
کی داشت میگفت
پول درنمیاره؟
چهل سالشه و
اینقدر هاته
پشمام
خوش به حالش
واستا
دوست دختر سابقش هم
جذاب نبود؟
راست میگیا
عجب لاشییه
خوش گذشت بهت؟
اره اره
گفتی اینا رفقای
صمیمیتن
واسه همین اینقدر خوشحال
بودی؟
اره گمونم
میخوام بذارمش
تو
رییس
میشه بچرخی...
بهم نگو رییس
باشه میرا
زودتر بذارش
توم
از معرفی من
به دوستات خجالت زده
شدی؟
چرا؟
امروز با داشتنت
به دوستام پز دادم
امشب بعد از دیدنت
خوابشون نمیبره
بیخودی تعریف
نکن...
کسی از تو
خوشگل تر نیست
عااااح چقدر خوبههه
حتی تو بدترین
شرایط هم زندگی میگذره
بعد از اخراجم
زندگیم داشت از هم میپاشید
جوون هم نبودم
واسه همین پیدا کردن شغل سخت تر بود
کسی دنبال کارمند
سی و خرده ای ساله
نمیگرده
تازه اونقدر هم باتجربه
نبودم
همه ردم میکردن
توی اعماق جهنم
یهو یه معجزه دیدم
خیلی ممنونم ازش
به چی فکر میکنی؟
هیچی
سهو میخوای
با نایونگ شام بخوری؟
دخترتون؟
اره
اگه تو بخوای
چرا که نه
باشه پس یه قرار
ناهار دسته جمعی
میذارم
اه
رییس وقتی اینطوری
بغلم میکنی...
رییس؟؟؟
ببخشید
اگه میخوای ببخشمت
میدونی چیکار کنی...
نیازی نیست استرس
بگیرم
صرفا یه شامه
سهو اینور
اه
تا وقتی پیششم
دیگه تو جهنم نمیرم
خوشحالم اینجایی
این دخترمه
نایونگه
سلام
خوشوقتم
خیلی درموردتون
از مادرم شنیدم
هاها
لطف دارن
اون لحظه
یه حسی بهم گفت
یه اتفاق عجیب قراره بیفته