شیرین ترین کص قسمت ۲۷ از ۵۵۲۳ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳
#27
چرا تو پذیرایی
خوابیدی؟
دعوا کردی با مامان؟
نایونگ
بیا پایین
بگو بهم
سرت داد زده؟
چی میگی
نخیر
صرفا رو مبل بودم
که خوابم برد
هیچ ایده ای
ندارم چرا مادرم
باهات تو رابطست
هیچی در موررد
پدر واقعیم بهم نگفت
هر چی تو ذهنمه
رو تصور کردم در مورد
پدرم
مطمئنم یه مرد
الکی و ضعیف عین
تو نیست
حس میکنم
اینکه با مادرمی
یه توهینه بهش
میفهمی؟
از سرتم زیاده مامانم
مردایی که همینطوری
جلوی همه شق میکنن
تو از اون دسته
ادمایی
هر چی دلت
میخوادو میگی
نه؟
واو
پس بلدی
عصبی بشی
فکر میکنی
میذارم منو همینطوری
مسخره کنی؟
میخوای چیکار
کنی مثلا؟
جلومو بگیری؟
اههه
بگو دقیقا چی تو
ذهنت میگذره؟
چی میگی؟
بگو چرا میخوای
کیرتو بکنی توم
هیچ ایده ای نداری
مردا چه حیوون هایین
اههه
نه...
این چه گوهی
بود خوردم؟!؟؟!
ولی نمیتونم
جلوی خودمو بگیرم
جدا باید ادامه بدم؟
اونم این وضعیتو؟
چیکار میکنی؟
داره تنگ
تر میشه...
تکون بخور...
پایان

قسمت 27 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 28

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی شیرین ترین کص
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت